لزوم تغيير اسلوب معماري و شهرسازي كشور

همه ما مي دانيم كه مردم ما در شهر ها از ترافيك و شلوغي هاي مختلف كلافه اند. مشكلات اجتماعي بسياري داريم كه علي رغم تلاش مسئولين از شدت آنها كاسته نمي شود. در اين مقاله مي خواهم به يك مشكل اساسي كه ريشه بسياري از نا بساماني هاي كشور عزيزمان ايران است بپردازم. شايد كه مسئولين بتوانند با توجه به آن به بسياري از مشكلات كشور خاتمه دهند.

وقتي كه مشكل سياسي يا اجتماعي حادي در كشور بروز مي كند كمتر كسي به فكر دخالت داشتن عواملي مانند نداشتن يك پياده روي ساده  در شهر يا مساحت كوچك آپارتمانها و .... مي افتد. اينجانب كه سالهاي متمادي در سياست كشور فعال بوده ام به تجربه دريافته ام كه همين كلافه بودن روزانه مردم، اتلاف وقت آنها و نداشتن تحرك زمينه ساز بسياري از مشكلات اجتماعي و سياسي است. شايد چند مثال اين موضوع را روشن تر كند.

فرض كنيد سه روز تعطيلي پشت سرهم داريم. تقريبا 5 ميليون نفر از مردم تهران و حومه راهي شمال مي شوند تا از اين فرصت براي استراحت استفاده كنند. ترافيك سنگين و يكطرفه شدن راه ها و بسياري از مسايل ديگر..... چه چيزي در شمال وجود دارد كه در تهران وجود ندارد. شايد بگوييد سرسبزي و طبيعت.  من مي گويم آيا در تهران نمي توانستيم همين را داشته باشيم. قدري شهر را فرخ تر مي ساختيم و فضاي سبز را بيشتر مي كرديم. در تهران چند رودخانه وجود دارد كه زيرزميني شده و روي آن اتوبانهايي مانند امام علي و صياد شيرازي را ساخته ايم. آيا نمي شد كه روي اين رودخانه ها مانند زاينده رود آب بند ساخت و اطراف آن فضاي سبز درست كرد تا اهالي قدري در كنار آن آرامش بگيرند.

اگر مردم ما كم تحرك هستند و از فشار خون، قند و بسياري از بيماريها رنج مي برند و نزديك به يك دهه از اجدادشان كمتر عمر مي كنند مال اين نيست كه ما يك پياده روي استاندارد كه مردم صبح يا عصر ها بتوانند در اطراف خانه خود بدوند و اين مشكل را حل كنند نداريم و در عوض از آنها انتظار داريم كه به ورزشگاه ها بروند.

اندازه هاي خانه ها را كوچك كرده ايم و به  30، 40 يا 50 مترمربع  رسانده ايم و انتظار داريم كه زوجها بتوانند از در اين فضاي كوچك بدون جلب توجه بچه ها از روابط مشروع خود لذت ببرند. آيا اين يكي از علتهاي نا بساماني هاي اخلاقي در سطح جامعه نيست.

 جويهاي بزرگ آب كه اغلب پر از آشغال است منظره شهر را زشت كرده است. آيا بهتر نيست كه مانند بيشتر كشورها آنها را سرپوشيده كنيم تاقدري فضاي اضافي براي پاركينگ هم ايجاد نماييم.

يطور سنتي در شمال كوچه خانه شمالي با حياط و جود داردكه براي نورگيري مجبور است كه در شمال حياط خلوت ايجاد كند و در جنوب كوچه خانه جنوبي است كا از سر كوچه خانه خود را ميسازد و حياط را در جنوب قرار مي دهد. حال اگر بخواهيم كوچه را تعريض كنيم بايد از حياط خانه شمالي مايه بگذاريم و اگر بخواهيم به جنوبي ها عقب نشيني بدهيم بايد صبر كنيم تا بعد از 50 سال اگر خانه را از زير خراب كردند عقب نشيني كنند. اين عقب نشيني هاي نامنظم شهر ها را بسيار زشت كرده است. بهتر نيست كه وادار نماييم كه هم خانه هاي شمالي و هم جنوبي مانند بسياري از كشور ها حياط خلوت هاي خود را سمت كوچه بگذارند تا هم عقب نشيني ها ساده ترباشد و هم با كوتاه تر كردن ديوار آن ها  به شهر فضاي همراه باسبزي بيشتري بدهيم.

متاسفانه اين معماري غلط را حتي به روستاها نيز تعميم مي دهيم. 

با توجه به اينكه در كشور زمين كم نداريم، مي توانيم با قدري مهندسي دقيق به تمامي مشكلات فوق با قدري درايت و برنامه ريزي خاتمه دهيم. 

 

رضا برنگي



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید