دیده ها و شنیده ها

هنگامی که کودک 6 ساله ای بودم با فامیل های خود به مزرعه ترنگ دم (تِرِنگِ دُم Terenge Dome) در کرود برای درو جو رفته بودیم. این مزرعه به شکل مثلث طویلی است که قدیمی ها آن را به خاطر شباهت به دم قرقاول (ترنگ) نام تُرنگ دم (Torang Dome) بر آن نهاده بودند.  چون این نام خیلی قدیمی بود کسی معنی آن را نمی دانست و من هم به خاطر تلفظ متفاوت  (که در ابتدا آوردم) معنی آن را تا همین اواخر نمی دانستم.

هنگامی که در خدمت سربازی بودم برای تدریس به دانشگاه علوم و فنون دریایی چالوس مامور شدم.

مرحوم شيخ نعمت اله ميگفت

 

من رفته بودم در يکي از دهات ورامين روضه بخوانم پس از خواندن روضه ارباب آن ده مرا دعوت به خوردن چای کرد آن موقع چای تازه معمول شده بود. ما که مشغول چای خوردن بوديم عده ای از رعايا به ما نگاه ميکردند . بقیه در ادامه مطلب.....

مرحومه شميمه دختر نورعلي در حدود شصت و پنج سال از عمرش گذشته بود و ازدواج نکرده بود و همچنان باکره بود که از دنيا رفت. او پس از آنکه پدر و مادر خود را از دست داد، برادران و خواهرانش ازدواج کردند و برای خود خانه و زندگي جدا و مستقلي تشکيل دادند، ناچارا از آنها جدا شد و بطور انفرادی زندگي ميکرد و در مقدار ملکي را که از پدر به ارث برده بود کشت و زرع ميکرد و با آن اعاشه مينمود. اين زن به علت مجرد بودن، عدم هم نشيني با مردم، تنهائي و خود سر بار آمدن دچار وهم و خيالات عجيبي شده بود و در ذهن خود مقداری افکار خرافي و بي حقيقت مي پرورانيد و آنها را حقيقت مي پنداشت و خود را بدان مشغول ميکرد.

مرحوم کربلائي ميرزا عمو يک پسر داشت بنام صادق که جوان بود .در آن موقع اکثر مردم به مسافرت ميرفتند و از راههای مختلف پول در مي آوردند . بقیه در ادامه مطلب.....