ماجرای مریضی مرحوم مکلای نویزکی

گویند مرحوم میرزا محمد علی نویزکی معروف به مکلا مردی دانشمند و شاعر مرثیه سرایی زبردست بود که مرثیه های پر محتوا و سوزناکی میگفت. قبر او کنار راه نویزک به خسبان است .

او بیمار شده بود و همان بیماری منجر به فوتش شد.عده ای از اهالی نویزک با او بد بودند . روزی شخصی به عیادت او میرفت و به چند نفر از آنها که با او بد بودند برخورد و به آنها گفت : شما نمیآئید به عیادت مکلا برویم؟ حالش خیلی بد است.

آنها گفتند ولش کن . آنمرد وقتی پیش مکلا رفت به او گفت : منکه به خدمت شما میآمدم  فلانی و فلانی را دیدم و به آنها گفتم به عیادت شما بیایند ولی آنها نیامدند . مکلا به او گفت : از قول من به آنها بگویید ( منکه میروم اما آن بی وجودی که پشت سر من نیاید کیست؟ )

برگرفته از کتاب دیده ها و شنیده ها نوشته مرحوم حبیب اله برنگی