طالقان مظلوم

طالقان مظلوم

 

طالقان مظلوم

ای طالقان ، وطن مهربان من ای مادر عزیز و گرامی چو جان من

یکچند قلب تو رنجیده خاطر است از این بلا که آمده بر مردمان من

قومی غریب وخوشگذران  و رفاه خواه چندی است خوش نشین شده در آشیان من

هر جا که چشمه دید بدورش حصار بست هر جا که باغ دید بگفت این از آن من

با مال و مکنت و چنگال آهنین تخریب کرده دشت و گل و بوستان من

آن دشت زیر کشت همه رفت زیر خشت خاکستری شدست کنون آسمان من

آن خاک نرم رفت و به جایش بتن نشست از سنگ و آهن است کنون خانمان من

آن آسمان پر ستاره تو شد کجا نهان؟ وآن باغهای پر طراوت و آن گلستان من

آن مردمان خاکی و پیران با صفا آن رسم های خوب و گرامی زبان من

چهرت به دست خویش دگرگونه کرده اند دیگر کجاست آن وطن شادمان من؟

با رای خویش جامه بریدند و دوختند این جامه نیست زآن تو و نی از آن من

زین ظلم بی حدی که نشسته است بر دلت بر آسمان رود اکنون فغان من

دارد علی امید ز درگاه کردگار تا شاد بیند او دوباره دل طالقان من

علی برنگی

1388/3/10


 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید