آثار شاعران و نویسندگان طالقانی

سلام بر دوستان فرهیخته ام در سایت کرود

مجموعه غزلیات اینجانب بنام نغمه های توحید زیر چاپ رفت و بزودی منتشر میشود.  این کتاب مجموعه غزلیاتی است که سروده هایش به موضو عات ذیل  می پردازد:

1ـ ستایش

2ـ مناقب

3ـ طبیعت

4ـ عرفانی اجتماعی

5ـ یادمان وطن



در انتهای هر غزل ردیف و دستگاه آوازی مربوطه مشخص گردیده  که مناسب  و قابل استفاده برای دانشجویان آواز میباشد.
ازسایت کرود که از روز اول مشوق بنده بوده و سروده هایم را منتتشر نموده بسیار متشکرم  اطلاع رسانی شما مورد امتنان است نتوانستم عکس کتاب را برایتان ارسال نمایم
لطفا به وبلاگ بنده سری بزنید

مرغ سحر خوان بهار است                    دشت و دمن   لاله زار است

باغ و گلستان  با صفا شد                 فصل و طبیعت  گلعذار است

بلبل آزادهٍ  نوایی بپا نما                   کز نفست چهره گل بیقرار است

شمس تابان ،ماه رخشان                    هر دو با هم در مدار است

در غدیر خم چه پیش آمد بگو           بر سر آئین و کیش آمد بگو
جبرئیل از عرش آمد بر زمین           گفت فرمانی رسیده یا امین
گشته صادر امر یزدان بر شما          کن بیانش سّر پنهان خدا
آنچه ابلاغ رسالت کرده است           نازلش بهر اطاعت کرده است
بر شما کامل نمودم دین خود            حجّتم را همچنین آئین خود
کاروان فرمان و سامان داده شد        جمع همراهان فراخوان داده شد
پس بفرمود آن رسول آخرین            لیک فرمانی رسیده اینچنین
کنت من مولا فهذا این علی              بر شما مولا بود اینک ولی
مسلمین  طاعت ز یزدانش کنید         پیروی از امر و فرمانش کنید
صالح این اسرار خُم را بازگو           سّر خمخانه است باآواز گو



مهندس فرهنگ باریکانی

30/7/92

هر چه بگویمت ثنا وقت اذان و در سحر

ورد و دعای عاشقان می نکند چرا اثر

 

بلبل خوش نوا بخوان در طلب جمال گل

چون شنود ندای دل بر توکند همی نظر

 

در پی دیدن رخت من ز نفس فتاده ام

در غم دوریت چنان ناله کنم بدینگذر

 

عید  آمد و  خنده  بر رخ  عالم زد          احوال زمین و آسمان بر هم زد

یک بار دگر جهان جوان شد ز امید          ز انفاس خوش بهار اینک دم زد

بر چهره  عاشقان  چنان  روح  دمید      آهنگ خوش زمانه را بی غم زد

جانان که مقدم است بر هرچه طبیب         آن زخم کهن بشست و او مرهم زد

بیدار شده  طبیعت از  باد  سپند       تغییر   جهان  زچشم  نامحرم  زد

بر چهره گل طراوت از شبنم صبح          رخ کرد چمن شکوفه هم پرچم زد

باران پس رعد و برق جاری هر دم         مضراب زمانه هر دو را  با هم  زد

بلبل ز وصال  یار  گوید  بر  شاخ      قمری نت آن ترانه را  هر  دم  زد

افسوس جهان جوان ما پیر شدیم           این رسم و طریقه یار در یک دم زد

از روز ازل که گل به پیمانه  زدند     گردون  بنگر  چه  بر  رخ  آدم  زد

از رحمت دوست گشته نعمت جاری           صالح که ز لطف او غزل در دم زد

مهندس فرهنگ باریکانی

27/12/1391
عید بر شما فرهیختگان مبارک

میلاد فرخنده
با عرض تبریک بمناسبت میلاد فرخنده اشرف  مخلوقات عالم


به چه فرخنده شبی بود و مبارک سحری
ملک
و حور به رقص آمده با جلوه گری

شب میلاد پیمبر که بُوَد ختم رسُل
پرتو افکن شده خورشید ز ملُک دگری

عالم و آدم از این فخر معظم خرسند
فخر عالم شده نازل به جهان بشری

همگان جن و ملائک به سلام و صلوات
شده مسحور جمالش همه ی حور و پری

تا که تکمیل کند راه هدایت به جهان
بزداید ز بشر تیرگی و خیره سری

شده او شهره آفاق و امانتداری
عطر توحید فشاند به همه ملُک و دری


اشرف خلق جهان نور خدا نادی وحی
به جهان برتر ازو نیست چو نیکو نگری

گر که یزدان بفرستند صلواتی به رخش
تو چرا غافلی از صلّو ُ سلام دگری

صالح او نور سماوات بُد از بهر زمین
که ظهورش به جهان بود چو نور بصری



مهندس فرهنگ باریکانی(صالح)


7/11/1391