آثار شاعران و نویسندگان طالقانی

شعر من از کولی نژادان کرودم از آقای حسین برنگی شاعر معاصر کرودی است که اشاره به لقب منفی کولی یا قلبیل بند برای اهالی کرود دارد. ایشان با این شعر در صدد دادن معنی مثبت به این لقب هستند. این شعر در اواخر دهه 1340 شمسی و در اوج فعالیت های عمرانی مرحوم دکتر احمد احمدیان طالقانی سروده شده است که در آن ایام آقای حسین برنگی از همراهان نزدیک ایشان بودند. ضمنا متن دستنویس ایشان را که آقای مهندس امیر برنگی لطف نموده و برایمان ارسال کرده اند در ادامه آورده ایم.

 

ای کرودی چشم وا کن        رهبر خود را دعا کن
خوش بزی در جهان احمد آقا     کار نیک تو ورد زبانها

بخت خفته گشته بیدار   نقد هستی کرده ایثار      با مفاسد کرده پیکار
خوش بزی در جهان احمد آقا    کار نیک تو ورد زبانها

تو عزیز کامرانی     با همه کس مهربانی      افتخار طالقانی
خوش بزی در جهان احمد آقا      کار نیک تو ورد زبانها

مسجد تو کرده غوغا    خائنین را کرده رسوا    خشک ده را کرده احیا
خوش بزی در جهان احمد آقا      کار نیک تو ورد زبانها

حموم، راه، مسجد گشته تموم -  مشتی عمو جان

ببین تو آب نوسر کرده طغیان -  مشتی عمو جان

ببین مسجد شده چون باغ رضوان -  مشتی عمو جان

ز کوشش میشود ده چون گلستان - مشتی عمو جان     بیا ای مشتی عمو جان -  بکن کار از دل و جان

نگر راه کرود باشد اتوبان -  مشتی عمو جان

که هر کس دیده گردیده است حیران - مشتی عمو جان

دهات مرده را ره میدهد جان -  مشتی عمو جان

ز کوشش میشود ده چون گلستان -  مشتی عمو جان   بیا ای مشتی عمو جان -  بکن کار از دل و جان

مشو نامرد کم فکر کلک باش - مشتی عمو جان

به خانه تان میام فکر کمک باش - مشتی عمو جان

نگفته حق همه فکر چورک باش - مشتی عمو جان

ز کوشش میشود ده چون گلستان - مشتی عمو جان     بیا ای مشتی عمو جان -  بکن کار از دل و جان

بیا با صاحب مسجد مکن قهر -  مشتی عمو جان

چو وسواست کند شیطان کنی شر -  مشتی عمو جان

ببین آبادی ده را تو یکسر - مشتی عمو جان

ز کوشش میشود ده چون گلستان - مشتی عمو جان     بیا ای مشتی عمو جان - بکن کار از دل و جان

نصیب کارگر جاه و جلال است - مشتی عمو جان

زمستان رفت سیاهی با ذغال است -  مشتی عمو جان

نصیب دشمنان رنج و ملال است -  مشتی عمو جان

ز کوشش میشود ده چون گلستان - مشتی عمو جان   بیا ای مشتی عمو جان -  بکن کار از دل و جان

از این بد دهی آخر چه دیدی - مشتی عمو جان

پول مسجد که میخوام تو نمیدی -  مشتی عمو جان

چرا اینقدر بد جنسی و پلیدی -  مشتی عمو جان

ز کوشش میشود ده چون گلستان - مشتی عمو جان   بیا ای مشتی عمو جان - بکن کار از دل و جان

ای آدم بی دین  ما را به تو نفرین   بیا سهم ته هادین

بیا ای همدهی جان   مرا از خود مرنجان     کمک کن تا کرود گردد گلستان

کرودی هستی و غیرت نداری - همدهی جان

چرا تو اینقدر لاقید و بی عاری - همدهی جان

همه نور بد و تخم لق میکاری -  همدهی جان

بیا ای همدهی جان  مرا از خود مرنجان       کمک کن تا کرود گردد گلستان

عجب مسجد  عجب حمام  عجب راه - همدهی جان

تمام طالقانی میکشد آه - همدهی جان

کمک کن تا کرود گردد گلستان - همدهی جان

بیا ای همدهی جان       مرا از خود مرنجان      کمک کن تا کرود گردد گلستان

از این بد دهی آخر چه دیدی - همدهی جان

پول مسجد که میخوام تو نمیدی - همدهی جان

مگر تو از خداوند نا امیدی - همدهی جان

بیا ای همدهی جان      مرا از خود مرنجان     کمک کن تا کرود گردد گلستان

کرود آباد شده تو باش مسرور-  همدهی جان

مکن دوری ز ما گردی تو رنجور - همدهی جان

کمک کن تا نگویندت در بور - همدهی جان

بیا ای همدهی جان      مرا از خود مرنجان         کمک کن تا کرود گردد گلستان

تو تاسیسات دکتر را نگاه کن - همدهی جان

بده سهمیه ات  آخر حیا کن - همدهی جان

کرودی هستی و دینت ادا کن - همدهی جان

بیا ای همدهی جان       مرا از خود مرنجان         کمک کن تا کرود گردد گلستان

مزرعه بی آب این ده آبیاری میشود      شیخ و حاسد دق کند آخر فراری میشود         جویهای آب در این خاک جاری میشود

مثل دکتر نیست دلسوزی برای اهل ده

از فضای لامکان باد بهاری میوزد    بلبل اقبال دکتر بر سر گل میخزد           دشمن دکتر ز حسرت لب به دندان میگزد

جمله مردم دعا گویند بر بانی آن

کاف سرکش دار این ده چون نمونه میشود       صورت بد جنس مفسد قیر گونه میشود

جمله مردم دعا گویند بر بانی آن

میشود دیو جهالت گشته در گودالها     خوار میگردند این بیکاره ها ، رجاله ها     از خجالت کور گردند این خر دجالها

جمله مردم دعا گویند بر بانی آن

حق به حق دارش رسد خائن سیه رو میشود     عاقبت آب فراوان داخل جو میشود     دشمنان با دوستان با هم دعاگو میشوند

جمله مردم دعا گویند بر بانی آن

هر که با دکتر در افتد خوار و رسوا میشود     در پلیدی کوه باشد کنده از جا میشود      مشت بد خواهان و نمامان همه وا میشود

جمله مردم دعا گویند بر بانی آن

صاف گردد آسمان دشمنی ها بعد از این    میشود آباد و خرم این زمینها بعد از این    جانب انصاف گیرند خودنما ها بعد از این

مثل دکتر نیست دلسوزی برای اهل ده

حق و باطل میشود از هم جدا خواهیم دید     خائنین را سر بزیر و رو سیاه خواهیم دید    خادمین را عاقبت نیت روا خواهیم دید

مثل دکتر نیست دلسوزی برای اهل ده

بد خواه هم دهی خیلی نامردی    جاده شد تمام کمک نکردی     از این نامردیت خیری نبردی

عدوی کرودی ها مرده بادا   همیشه خاطرش افسرده بادا

گرمابه شد تمام هی وعده دادی     هر وقت ما آمدیم تو پول ندادی     مگر تو دشمن صلح و دادی

عدوی کرودی ها مرده بادا     همیشه خاطرش افسرده بادا

بنا شد مسجد عالی ز بنیان   شود خفاش از خورشید پنهان    مزن مشت حسادت روی سندان

عدوی کرودی ها مرده بادا       همیشه خاطرش افسرده بادا

قنات نوسر بین گشته زیبا     دو جاده ساخته شد پایین و بالا         تو هی وعده بده امروز و فردا

عدوی کرودی ها مرده بادا     همیشه خاطرش افسرده بادا

از این نامردیت توبه بکن زود      که نامردی ندارد هیچگه سود        ز خود خواهی شوی آخر تو نابود

عدوی کرودی ها مرده بادا        همیشه خاطرش افسرده بادا