علّامه ميرزا محمّد علي مكلّاي طالقاني

علّامه ميرزا محمّد علي مكلّاي طالقاني

چنانكه نوشته‌اند و شنيده‌ام مرحوم علّامه ميرزا محمّد علي مكلّا اهل ده نويزك طالقان بود. مكلّا در قرن سيزدهم هجري ميزيست. او براي تحصيل به خارج از طالقان رفته بود و در حوزه‌هاي علميه آنزمان به تحصيل علوم قديمه پرداخته بود و بدرجه اشتهاد نائل شده بود ولي هيچگاه لباس روحاني بر تن نكرده بود و ميگفت اين لباس پيغمبر است بر من نرسد كه به اين لباس درآيم. او چون از لحاظ علمي در سطح بالائي بود ولي لباس روحاني به تن نكرده بود علماي آنزمان او را مكلّا نام نهاده بودند و بمكلّا معروف شده بود.

مكلّا پس از اتمام تحصيلات خود بزادگاهش طالقان مراجعت كرده بود و در آنجا زندگي ميكرد و به تدريس و تبليغ و ارشاد مردم ميپرداخت. بعلت شهرتي كه داشت از اطراف روحانيون و طلّاب علوم ديني بسوي او مي‌شتافتند و از محضرش حل مشكل و كسب فيض مي‌نمودند. بسياري از روحانيون دوره بعد در طالقان از شاگردان او بودند. او در تعليماتش سعي وافر داشت اهلبيت عصمت و طهارت را بشاگردانش بشناساند. از قول او در اين مورد سخنان زيادي نقل ميكردند. مكلّا مردي بود عارف و اهل ذوق و از محبّان مخلص خاندان نبوت مخصوصاً به مولي اميرالمؤمنين و حضرت سيدالشهدا حسين ابن علي عليه السّلام عشق ميورزيد.

او اديبي مطّلع بود و قريحه ادبي سرشار داشت. بسيار زيبا و شيوا و روان شعر مي‌سرود.  بدايع و مراثي شورانگيز و سوزناكي كه او درباره اهلبيت عصمت و بويژه حضرت خامس آل عبا و يارانش ساخته بود معروف بود. اهالي طالقان در اعياد مذهبي و ايام سوگواري مخصوصاً‌ در ماه محرم مدايح و مراثي او را ميخواندند. حتّي در خارج از طالقان هم از اين اشعار استفاده مي‌شد. اشعارش بسيار پرمغز و هيجان‌انگيز بود. افسوس كه در اثر عدم امكان آن اشعار بچاپ نرسيد. هنوز هم اشعار او در بياض‌هاي قديمي طالقان موجود است. در محيطي كه او زندگي ميكرد بخوبي او را نشناختند مصداق اين شعر كه :

عالم اندر بر نادان چه سودي دارد        در بر مردم داناي صفاي آرد اهل فن.

مكلّا را علّامه مكلّا هم ميگفتند. او عمر پربركتي داشت و شاگردان زيادي تربيت كرد. اين بيت زيبا از اوست:

ريش آنست زنخدان پوشي    نه در آن جاي كند خرگوشي

گويند بين او و ملّا حسينقلي گوراني طالقاني كه از علماي معاصر او بود مباحثات و مكاتبات ادبي جريان داشت. سرانجام مكلّا در همان زادگاه خود دار فاني را وداع گفت و بنا به وصيت او جنازه‌اش را در كنار راه بين ده نويزك و ده خسبان بخاك سپردند كه بوسيله عابرين از آن راه برايش فاتحه خوانده ميشود ولي طبقه عوام الناس مكانت علمي او را بخوبي نميدانند. روانش شاد.

نقل از کتاب سیمای طالقان مرحوم حبیب اله برنگی طالقانی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید