جوستان

مشهدي اسماعيل جوستاني ميگفت عليخان سردار اهل ده جوستان طالقان بود. او جواني بود نيرومند و دلير که در موقع قيام ميرزا كوچك خان به نهضت جنگل پيوسته بود و بخاطر ابراز لياقت و رشادت به او لقب سرداري داده بودند و به عليخان سردار معروف شده بود. او فرماندهي عده اي از مجاهدان جنگل را داشت و در مقابله با قواي مهاجم دولتي شجاعانه نبرد مي كرد چنانكه نام او را بر سر زبانها انداخته بود.  پس از شكست نهضت جنگل و ازهم پاشيده شدن آن به وسيله قواي قزاق، عليخان سردار از راه تنكابن به جوستان آمد و مخفی شد. چون او از طرف دولت تحت تعقيب بود پناه دهندگان به او را تهديد به مجازات كرده بودند. عده اي از اهالي جوستان كه ترسيده بودند  و حضور او را در آنجا مكروه مي داشتند به دولتی ها خبر دادند كه عليخان سردار در جوستان مخفی است. لذا عده اي قزاق براي دستگيري او به جوستان رفتند.  او از موضوع با خبر شد و از مخفيگاه خود خارج شده و با تفنگ وفشنگي كه داشت به تكيه رفت و در امامزاده هارون پناه گرفت. او ازقبل متوجه شده بود که چه اشخاصی او را لو داده اند.  اتفاقا همان عده بعنوان راهنما با قزاق ها براي دستگيري او به طرف امامزاده هارون آمدند.

وقتی او از حضور قزاق ها و محاصره اش در آنجا باخبر شد از پناهگاه بيرون امد و دل به مرگ نهاد و بدون ترس بر روي ديوار حياط امامزاده رفت و به اخطار تسليم قزاق ها وقعي نگذاشت و با اسلحه خود به سوي آنها آتش گشود و12 نفر را هدف قرار داد و از پا دراورد كه 5 نفر از آنها اهل جوستان بودند از جمله 3 نفر از آنها يكي عمو و دو نفر پسر عموي او بودند و بقيه 7 نفر قزاق بودند. او هنگامي كه اهالي جوستان را هدف قرار مي داد و از پا درمي اورد ميگفت بميريد خائن ها كه اين سزاي خيانت شماست تا اينكه خود مورد اصابت گلوله قزاق ها قرار گرفت و از روي ديوار بر زمين افتاد و با شجاعت و مردانگي جان سپرد.

به نقل از کتاب سیمای طالقان مرحوم حبیب اله برنگی طالقانی

سيّد محمّد تقي مير ابوالقاسمي در كتاب تاريخ و جغرافياي طالقان آورده است كه:

ملّا محمّد تقي معروف به شهيد ثالث قزويني و برادرش ملّا محمّد باقر اهل براغان بودند كه در قزوين متوطن شده بودند. پدرشان اسماعيل اهل ده جوستان طالقان بود كه به براغان آمده بود و در آنجا سكنا گزيده بود. بعد فرزندانش از براغان بقزوين رفته بودند. ملّا محمّد تقي و ملّا محمّد باقر از علما و مجتهدين بنام زمان محمّد شاه و ناصرالدّين شاه قاجار بودند كه در قزوين اقامت داشتند. در آنجا تدريس ميكردند و به ارشاد مردم مي‌پرداختند. هردو امامت جماعت داشتند. ملّا محمّد تقي كتابهايي نيز نوشته بود. در كتابي ديدم نوشته بود زرين‌تاج معروف به قرة‌العين كه از زنان سرشناس و مورد احترام فرقه بهائيت است دختر ملّا صالح برادر ملّا محمّد تقي بود. چون قرة‌العين بفرقه بهائيت پيوسته بود بوسيله پدر و عموهايش طرد شده بود. آنها با او جداً مخالفت ميكردند و مانع پيشرفت نيات سوء او بودند. قرة‌العين درصدد نابودي پدر و عموهايش برآمد و تصميم گرفت آنها را از پيش پايش بردارد. آن نابكار عده‌اي از اراذل بهائي را مأمور كرد در هنگام نماز صبح در راه مسجد عمويش ملّا محمّد تقي را احاطه كردند و آن عالم ربّاني را با هشت ضربه كارد و نيزه از پا درآوردند و بشهادت رسانيدند و از آن تاريخ ملّا محمّد تقي به شهيد ثالث قزويني معروف شد. پس از چند روز از آن واقعه شوم باز به دستور او چند نفر از بهائيها در سر راه عمويش ملّا محمّد باقر كمين كردند و ناجوانمردانه بسر او ريخته و پارچه‌اي را به گردن او بسته گره زدند و از دو طرف كشيدند بطوريكه آن عالم جليل‌القدر خفه شد و بشهادت رسيد. لعنت الله علي القوم الظالمين.

نقل از کتاب سیمای طالقان مرحوم حبیب اله برنگی طالقانی

نام اصلی او، ابوالقاسم اسماعیل فرزند ابوالحسن عباد، لقبش "صاحب" و معروف به "صاحب بن عباد" و "کافی الکفاة" که در سال 326 هجری قمری دراصفهان یا استخر به دنیا آمد. پدرش اسماعیل به نقل معروف اهل روستای جوستان طالقان بود.

صاحب بن عباد، ادیب، شاعر، کاتب، دانشمند و فقیه و وزیر سیاستمدار و با تدبیر دولت آل بویه، بود. دوران کودکی اش را در زادگاه خود به فراگیری علوم مقدماتی گذراند. علم احکام و حدیث را از پدرش که ملقب به شیخ الامین بود آموخت و بعد از فوت او، زیرنظر مادرش علوم دیگر و قرائت قرآن را یاد گرفت تا زمانی که به اصفهان رفت و آنجا از محضر استاد بزرگی چون احمدبن فارس رازی نحوی و بعد عبدالله بن فارس، استفاده کرد. در جوانی به خدمت ابوالفضل بن عمید وزیر رکن الدوله رسید و مدتها کاتب خاص او و مصاحب او شد و از همین رو لقب "صاحب" گرفت که مصاحب و همنشین "ابن عمید" بود و بعدها هم همیشه این لقب با او بود و مدتی بعد موید الدوله پسر رکن الدوله که به جای پدر نشست، صاحب را وزیر خود کرد و چون موید الدوله در سال 373 از دنیا رفت برادرش فخرالدوله بر روی کار آمد که "صاحب بن عباد" را بر منصب وزارتش ابقا کرد. او آنقدر از خود درایت و کفایت نشان داد که رد «ری» مدت (هجده سال و اندی) در دولت آل بویه، مقام وزارت را بر عهده داشت. او چون خود دانشمندی بزرگ بود، قدر دانشمندان را خوب می دانست. بطوری که سالی 5000 دینار اختصاص به فقها و محدثین داده بود و در احترام آنها سخت کوشش می کرد و اوقات فراغت خود را با آنان می گذراند.

صاحب بن عباد، کتابخانه بزرگی در «ری» داشت. تعداد کتابهایش را بیشتر از صد هزار جلد نوشته اند. هیچیک از پادشاهان و وزراء، کتابخانه او را نداشته اند. 400 شتر کتب کتابخانه او را حمل می کردند و زمانی که به مسافرت می رفت، فقط 30 شتر کتب ادبی او را برای مطالعه اش حمل می کردند (این موضوع برای کسانی که با تاریخ زندگانی صاحب و مقام علمی و ادبی او آشنایی دارند جای تعجب نیست). هنگامی که این مرد کم نظیر تاریخ اسلام، حدیث درس می گفت، آنقدر جمعیت در مجلس بود که شش نفر با فاصله ایستاده بودند تا سخنان او را برای شاگردان بازگو کنند. او که از هوش و ذکاوت سرشاری، بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار دارای اشعار نیکو و در فصاحت و بلاغت در شعر و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد.

او بارها بر اشعار "متنبی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشته شیفته اشعار "سید رضی" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به بغداد فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. در آن زمان که "سید رضی" 26 سال داشت، قصیده ای بیشتر از 120 بیت نغز و دلکش در توصیف قلم و کمالات "صاحب بن عباد" سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «تیمة الدهر» می نویسد که نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم ثعالبی این کتاب را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است. یاقوت حموی می گوید: پانصد شاعر در مدح او شعر سروده اند. شیخ صدوق فقیه و محدث عالیقدر شیعه هم به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به ائمه معصومین علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم. زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد.

با اینکه صاحب بن عباد، یک وزیر دانشمند شیعی بود، اما به لحاظ اینکه اکثریت مردم ایران در آن زمان پیرو مذهب تسنن بودند، قاضی عبدالجبار معتزلی، دانشمند معروف را به «ری» دعوت کرد و او را "قاضی القضات" ایران کرد و خیلی زیاد به او احترام می گذاشت. لذا در باب مذهب صاحب، بعضی مذهبش را شیعه اثنی عشری میدانند، بعضی سنی معتزلی و برخی او را در اصول معتزلی و در فروغ، اثنی عشری گفته اند، ولی آنقدر دلائل زیادی است بر اینکه او شیعه اثنی عشری است و این از صراحت کامل برخوردار است. علی رغم همه این فضائل و کمالاتی که او داشت و حتی دشمنانش نتوانستند منکر فضائلش بشوند ولی او بدخواهان و دشمنانی داشته که از معروفترین آنها، علی بن محمد معروف به ابوحیان توحیدی است که در فاصله سالهای 312 تا 400 قمری زندگی می کرد. او کتابی در ذم و قدح (ابن عمید و صاحب بن عباد) تالیف کرد که در آن به عیب جوئی و استهزاء صاحب پرداخته و او را بسیار متکبر و خودخواه و در سجع گویی او بسیار تاکید کرده است.

صاحب، بیش از 30 کتاب پر ارج تالیف کرده و علامه امینی در کتاب «الغدیر» 35 کتاب ذی قیمت او را در علوم و فنون مختلف اسلامی و غیر اسلامی نام می برد. به علم حدیث رغبت خیلی زیادی داشت و می گفت «هرکس علم حدیث را فرا نگیرد شیرینی اسلام را درک نمی کند». از جمله آثار مهم صاحب بن عباد به ویژه در علوم ادبی:

1- الابانه عن مذهب اهل العدل بحجج القرآن و العقل، در بیان برخی اصول عقاید معتزلیان
2- کتاب «الامامه» در برتری امیرالمومنین در امامت و خلافت اسلامی بر دیگران
3- اسماء الله تعالی
4- الواقف و الابتداء
5- المعارف
6- زیدیه
7- دیوان شعر الصاحب بن عباد، که این مجموعه در سال 1385 قمری در بغداد منتشر شد
8- الاقناع، در علم عروض و قواعد شعر
9- الکافی، در رسائل و مکتوبات ادبی و فنون نویسندگی
10- الشواهد، التذکره، التعلیل، الانوار، الفصول المهذبه للعقول، کتاب طب، رساله فی احوال عبدالعظیم حسنی، رساله فی الهدایه و الضلاله و دهها کتب دیگر.

و سرانجام این بزرگمرد تاریخ تشیع در ماه صفر سال 385 هجری قمری در سن 58 سالگی در «ری» از دنیا رفت. جنازه اش را بر طبق وصیت نامه او به اصفهان بردند و در محله باب «دریه» در دالان منزلش که امروزه به طوقچی معروف است به خاک سپردند.


به نقل از فرهنگستان طالقان با اندک تغییر

ابوالقاسم اسماعیل بن ابوالحسن عباد(صاحب بن عباد):

نام اصلی او، ابوالقاسم اسماعیل فرزند ابوالحسن عباد، لقبش "صاحب" و معروف به "صاحب بن عباد" و "کافی الکفاة" که در سال 326 هجری قمری درتکیه ناوه طالقان به دنیا آمد. صاحب بن عباد، ادیب، شاعر، کاتب، دانشمند و فقیه و وزیر سیاستمدار و با تدبیر دولت آل بویه، بود. دوران کودکی اش را در زادگاه خود به فراگیری علوم مقدماتی گذراند. علم احکام و حدیث را از پدرش که ملقب به شیخ الامین بود آموخت و بعد از فوت او، زیرنظر مادرش علوم دیگر و قرائت قرآن را یاد گرفت تا زمانی که به اصفهان رفت و آنجا از محضر استاد بزرگی چون احمدبن فارس رازی نحوی و بعد عبدالله بن فارس، استفاده کرد. در جوانی به خدمت ابوالفضل بن عمید وزیر رکن الدوله رسید و مدتها کاتب خاص او و مصاحب او شد و از همین رو لقب "صاحب" گرفت که مصاحب و همنشین "ابن عمید" بود و بعدها هم همیشه این لقب با او بود و مدتی بعد موید الدوله پسر رکن الدوله که به جای پدر نشست، صاحب را وزیر خود کرد و چون موید الدوله در سال 373 از دنیا رفت برادرش فخرالدوله بر روی کار آمد که "صاحب بن عباد" را بر منصب وزارتش ابقا کرد. او آنقدر از خود درایت و کفایت نشان داد که رد «ری» مدت (هجده سال و اندی) در دولت آل بویه، مقام وزارت را بر عهده داشت. او چون خود دانشمندی بزرگ بود، قدر دانشمندان را خوب می دانست. بطوری که سالی 5000 دینار اختصاص به فقها و محدثین داده بود و در احترام آنها سخت کوشش می کرد و اوقات فراغت خود را با آنان می گذراند.

صاحب بن عباد، کتابخانه بزرگی در «ری» داشت. تعداد کتابهایش را بیشتر از صد هزار جلد نوشته اند. هیچیک از پادشاهان و وزراء، کتابخانه او را نداشته اند. 400 شتر کتب کتابخانه او را حمل می کردند و زمانی که به مسافرت می رفت، فقط 30 شتر کتب ادبی او را برای مطالعه اش حمل می کردند (این موضوع برای کسانی که با تاریخ زندگانی صاحب و مقام علمی و ادبی او آشنایی دارند جای تعجب نیست). هنگامی که این مرد کم نظیر تاریخ اسلام، حدیث درس می گفت، آنقدر جمعیت در مجلس بود که شش نفر با فاصله ایستاده بودند تا سخنان او را برای شاگردان بازگو کنند. او که از هوش و ذکاوت سرشاری، بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار دارای اشعار نیکو و در فصاحت و بلاغت در شعر و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد.

او بارها بر اشعار "متنبی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشته شیفته اشعار "سید رضی" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به بغداد فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. در آن زمان که "سید رضی" 26 سال داشت، قصیده ای بیشتر از 120 بیت نغز و دلکش در توصیف قلم و کمالات "صاحب بن عباد" سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «تیمة الدهر» می نویسد که نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم ثعالبی این کتاب را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است. یاقوت حموی می گوید: پانصد شاعر در مدح او شعر سروده اند. شیخ صدوق فقیه و محدث عالیقدر شیعه هم به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به ائمه معصومین علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم. زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد.

با اینکه صاحب بن عباد، یک وزیر دانشمند شیعی بود، اما به لحاظ اینکه اکثریت مردم ایران در آن زمان پیرو مذهب تسنن بودند، قاضی عبدالجبار معتزلی، دانشمند معروف را به «ری» دعوت کرد و او را "قاضی القضات" ایران کرد و خیلی زیاد به او احترام می گذاشت. لذا در باب مذهب صاحب، بعضی مذهبش را شیعه اثنی عشری میدانند، بعضی سنی معتزلی و برخی او را در اصول معتزلی و در فروغ، اثنی عشری گفته اند، ولی آنقدر دلائل زیادی است بر اینکه او شیعه اثنی عشری است و این از صراحت کامل برخوردار است. علی رغم همه این فضائل و کمالاتی که او داشت و حتی دشمنانش نتوانستند منکر فضائلش بشوند ولی او بدخواهان و دشمنانی داشته که از معروفترین آنها، علی بن محمد معروف به ابوحیان توحیدی است که در فاصله سالهای 312 تا 400 قمری زندگی می کرد. او کتابی در ذم و قدح (ابن عمید و صاحب بن عباد) تالیف کرد که در آن به عیب جوئی و استهزاء صاحب پرداخته و او را بسیار متکبر و خودخواه و در سجع گویی او بسیار تاکید کرده است.

صاحب، بیش از 30 کتاب پر ارج تالیف کرده و علامه امینی در کتاب «الغدیر» 35 کتاب ذی قیمت او را در علوم و فنون مختلف اسلامی و غیر اسلامی نام می برد. به علم حدیث رغبت خیلی زیادی داشت و می گفت «هرکس علم حدیث را فرا نگیرد شیرینی اسلام را درک نمی کند». از جمله آثار مهم صاحب بن عباد به ویژه در علوم ادبی:

1- الابانه عن مذهب اهل العدل بحجج القرآن و العقل، در بیان برخی اصول عقاید معتزلیان
2- کتاب «الامامه» در برتری امیرالمومنین در امامت و خلافت اسلامی بر دیگران
3- اسماء الله تعالی
4- الواقف و الابتداء
5- المعارف
6- زیدیه
7- دیوان شعر الصاحب بن عباد، که این مجموعه در سال 1385 قمری در بغداد منتشر شد
8- الاقناع، در علم عروض و قواعد شعر
9- الکافی، در رسائل و مکتوبات ادبی و فنون نویسندگی
10- الشواهد، التذکره، التعلیل، الانوار، الفصول المهذبه للعقول، کتاب طب، رساله فی احوال عبدالعظیم حسنی، رساله فی الهدایه و الضلاله و دهها کتب دیگر.

و سرانجام این بزرگمرد تاریخ تشیع در ماه صفر سال 385 هجری قمری در سن 58 سالگی در «ری» از دنیا رفت. جنازه اش را بر طبق وصیت نامه او به اصفهان بردند و در محله باب «دریه» در دالان منزلش که امروزه به طوقچی معروف است به خاک سپردند.

 

دکتر یحیی پویا :


دکتر یحیی پویا در سال 1273 در روستا اوانک طالقان به دنیا آمد و پس از طی کردن آموزشهای ابتدایی در طالقان در مدرسۀ دارالفنون پرداخت و پس با توصیۀ احیاء الدوله برای ادامۀ تحصیل به فرانسه رفت و پس از بازگشت به ایران ........ پروفسور اورلن OBERLAN به دانشگاه تهران منتقل شد وی در سال 1328 بیماری کالاآزار را در ایران کشف نمود . در سال 1351 در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به عنوان استاد ممتاز بازنشسته شد .
تألیفات
1. کتاب بیماریهای خونی در 3 جلد
2. رساله ای در مورد جلوگیری از بیماری آمیزشی
3. رساله ای در مورد درمان لوکوز حاد به وسیلۀ کورتیزون        
4. عضویت در هیأت مدیره بانک خون و مرکز انتقال خون
5. عضویت در شورای دائمی مجمع خون شناسان فرانسه
6. عضویت هیأت تحریری مجلۀ دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تهران

 


عنایت بخشی:

فرهنگستان طالقان

سال 1324 در حسنجون طالقان متولد شد.  در سال 1338 كار بازيگري را به شكل حرفه‌اي در گروه هنر ملي به سرپرستي عباس جوانمرد شروع كرد و پس از 2 سال فعاليت در گروه يادشده به نيروي هوايي ملحق شد.

پس از گذراندن دوره‌هاي مختلف الكترونيكي و زبان انگليسي به تدريس الكترونيك و زبان پرداخت و همزمان به فعاليت هنري خود ادامه داد و پس از 10 سال خدمت در نيروي هوايي به استخدام اداره تئاتر درآمد و فعاليت هنري خود را از سر گرفت.

بخشي تاكنون نزديك به 70 فيلم سينمايي را در كارنامه خود دارد و در سال‌هاي اخير به دليل تغيير فضاي سينمايي و به قول خودش گسترش سينماي دختر و پسري، حضور كمتري در فيلم‌هاي سينمايي دارد و او را بيشتر در سريال‌هاي تلويزيوني و تله‌فيلم‌ها مي‌توان پيدا كرد. هم‌اكنون سريال روزهاي زيبا از شبكه 5 در حال پخش است كه عنايت بخشي در آن نقش پدر يك خانواده را بازي مي‌كند.

مهرداد میناوند :

در نهم آذر ماه سال 1354 در منطقه جي تهران به دنيا آمد. اصالتا" از میناوند طالقان می باشد،از كودكي عاشق فوتبال بود و زماني كه در بيست‌سالگي به عضويت تيم ملي فوتبال ايران در‌آمد، همه كارشناسان بر اين عقيده بودند كه او حداقل تا 34 سالگي در تيم ملي باقي خواهد ماند... 
26 ساله بود كه 75 بازي ملي در كارنامه خود داشت و بيش از سي بازي به عنوان اولين بازيكن آسيا در ليگ باشگاه‌هاي اروپا به انجام رساند. بارها در مقابل تيم‌هاي بزرگ اروپا به مانند منچستر يونايتد، رئال مادريد، بايرن مونيخ، والنسيا، ليورپول، آرسنال، بارسلونا و ديگر تيم‌هاي بزرگ اروپا به ميدان رفت. بارها مقابل زيدان و بكام بازي كرد. او يك پيستون چپ مهارنشدني در فوتبال ايران بود،

تردیدی نیست که مهرداد میناوند یکی از موفق ترین لژیونرهای تاریخ فوتبال ماست.بازیکنی که دوستانش او را با شخصیت بانمک و جذابش می شناسند و فوتبالی ها ، با حضورش در تیم تاریخ ساز 96 و 98. میناوند گرچه زود فوتبال را کنار گذاشت.
کلاس c را گذرانده است. 2، 3دوره بدنسازی هم رفته است. دوره ایجنتی فیفا را هم دیده است،
در 19 سالگی در تیم ملی بازی کرده و 21 سالگی در جام جهانی. 25 سالم بود که در اروپا بازی کرد و 29 بازی اروپایی هم دارد. وی در اولدترافورد و سانتیاگو برنابئویی بازی کرده است که کارشناسان تلویزیونی فوتبال هنوز آن جا را از نزدیک ندیدند.

فرهنگستان طالقان