قهوه خانه هاي طالقان

قهوه خانه هاي طالقان

چون دهات طالقان پراکنده و نسبتا کوچک و کم جمعيت بود و مردمان آن دهات متدين و اهل کار و فعاليت بودند و بي بند و باري و خوش گذراني بين آنها نبود لذا نيازي نبود در دهات قهوه خانه اي دائر شود و از گذشته هم چنين نبود همچنين چون طالقان محيط بسته اي بود و رفت و آمد مردم خارج از آن در آنجا کم بود کاروانسرا يا ميهمان خانه اي در طالقان نبود که مردم غريبه شب را در آن بسر برند چون اگر مردمان طالقان به دهات طالقان مسافرت ميکردند بعلت نزديکي دهات معمولا شب به ده خود بر ميگشتند و اگر احتمالا امکان برگشت نبود در خانه يکي از آشنايان خود مي ماندند. .....................

اگر هم غريبه اي يعني فردي غير از اهل طالقان به طالقان مسافرت ميکرد در خانه کسي منزل ميکرد که به قصد ديدن او آمده بود و او را خانه خواه يا خانه خداي خود ميدانست .گاه اين کار طرفيني بوديعني همان کس که غريبه را در خانه خود راه ميداد اگر گذارش به ده آن غريبه مي افتاد به خانه او ميرفت و شب را در منزل او ميگذرانيد. اگر هم غريبه اي گذرش به طالقان مي افتاد و آشنائي نداشت به علت ميمان نوازي و نوع دوستي مردم طالقان يکي از اهالي ده او را شب در خانه خود منزل ميداد و از او پذيرائي ميکرد. اما در دو ده از دهات طالقان به علت مرکزيت و موقعيتي که داشتند و مردم دهات اطراف آنها از آنجا ميگذشتند لزوما قهوه خانه وجود داشت و از واردين براي رفع خستگي در آن پذيرائي ميکردند. اين دو ده يکي ده شهرک و ديگري ده جوستان بود سواي قهوه خانه هاي اين دو ده ، در مسير راههاي اصلي طالقان در گذشته قهوه خانه هائي دائر بود که چهارپاداران و عابرين پياده در موقع عبور از آن راهها در هنگام ظهر و شب براي صرف نهار و شام و رفع خستگي در جلو آن قهوه خانه ها جمع ميشدند و اطراق ميکردند و غذا و چاي صرف مي نمودند و  بعضا شب را در آنجا مي ماندند. از جمله يکي قهوه خانه اي بود که زير ده زيدشت و در مسير راه شهرک به کماکان قرار داشت و اکثرا محل اطراق گله داران و عابرين بود. دوم قهوه خانه زير ده فشندک در محلي بنام فلک آباديا دشت عطار بود که آنرا قهوه خانه فلک آباديا قهوه خانه دشت عطار ميگفتند. اين قهوه خانه در مسير راه شهرک به زبدشت کنار چشمه اي قرار داشت. سوم قهوه خانه عسلي سر نزديک گردنه مسير راه طالقان به فشکل دره در بالاي ده زبدشت در جائي با صفا و خوش آب و هوا قرار داشت . نام اين قهوه خانه را قهوه خانه عسلي سر ميگفتند. چهارم قهوه خانه اي بود در سر راه ده جوستان به ده دهدر در محلي بنام لمبران که آنرا قهوه خانه لمبران ميگفتند. پنجم قهوه خانه اي بود در ابتداي راه طالقان به تنکابن نزديک ده جوستان در محلي بنام پاپانک که آنرا قهوه خانه پاپانک ميگفتند. ششم قهوه خانه اي بود در مسير همين راه طالقان به تنکابن مسافت زيادي بالاتر از پاپانک در محلي بنام لاروان که آنرا قهوه خانه لاروان ميگفتند. در جلو اين قهوه خانه ها هميشه مردمان جوراجور از طالقاني و غير طالقاني براي چند ساعتي اقامت داشتند و اطراف قهوه خانه ها پر از اسب و قاطر و الاغ بود که بارهاي آنها را گرفته بودند و به سر آنها توبره اي از علف بسته  بودنديا مقداري علف جلو آنها ريخته بودند تا رفع گرسنگي نموده  وخستگي بگيرند. در مسير راهها که نظر انداخته ميشد در فواصل مختلف انواع و اقسام مردم از مرد و زن و کودک سواره و پياده و کولبار به پشت يا بچه به کول بسته تنهايا چند نفره با قيافه هاي گوناگون و لباسهاي نوع به نوع و هر کدام دنبال مقصد و منظوري در حرکت بودند و از سوئي به سوئي ميرفتند که تماشائي بود.

برگرفته از کتاب سیمای طالقان نوشته مرحوم حبیب اله برنگی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید