گ

گبر (گَبر)
کافر، در گذشته بطور خاص به زردشتی ها گفته می شد

گپ به گپ واکتن (گَپ به گَپ واکَتِن)
پیوستگی مکالمه speaking continuity

گته (گَته)
بزرگ big, greate

گتر (گتَّر)
بزرگتر bigger, greater

گته پیرشی نوم داره (گَته پیَرشی نومِ دارَه)
نام پدر بزرگش را درد he named after his grandfather

گو اشکمبه (گو اُشکُمبَه)
شکمبه گاو، صفت آدمی که شکم بزرگی دارد


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید