ک

ک

بصورت پسوند در زبان تاتی استفاده می شود و حرف قبل آن کسره می گیرد مانند پِسَرِک،  ک اگر به حرفی که آخر آن به ه ختم می شور بچسبد به آک تبدیل می شود مانند: وَچِه آک

ک حرف تعریف است که کلمه را معرفه می کند. مثلا:  پِسرِک مِنِ بَگوت (آن پسر به من گفت). بعلاوه در بعضی موارد معنی مصغرمعنوی (حالت تحقیر) هم می دهد.  مانند: خودِشی بَه مَردِک گَردِسییَه ( یعنی: مدعی است که برای خودش مردی شده است ولی واقعا این طور نیست). در بعضی موارد مثل زبان فارسی ( مثل طفلک)  معنی دلسوزی یا دوست داشتن می دهد مانند: وچه آکم (بچه عزیزم)

کت (کَت)
کلوخ clod

کتار (کَتار)

آرواره، فک

کته (کُتِه، کُتَه)
توله برخی پستان داران (مانند: گربا کته، سگ کته)، اگر در مورد انسان بکار رود ضمن دادن نسبت سگ به فرد حکایت از بی ادبی او دارد


کلیچه (کَلیچِه)

کت آستین کوتاه و بلند

کم سنگ بزین (کَمِ سِنگ بَزیِن)
دست کم گرفتن، خوار شمردن

کنس
میوه ازگیل

کوئر (کوئَر)
لولا

کچه (کَچِه)
قاشق

کچه لیز (کَچِه لیز)
ملاقه بزرگ با فرم قاشق مانند، نوزاد قورباغه با سر بزرگ و دم

کوریچانه (کوریچّانَه)
غضروف

کوریچ (یا کوریج)
جویدن

کوریچ کوریچ
صدای جویدن چیزهای ترد مانند هویج یا غضروف

کین
بن، ریشه، کون

کین اشکاجی (کین اِشکاجی)
بدگویی

کین اِشکاج
از بیخ هم زدن

کین خزله (کین خِزِلِه)
حرکت با کشیدن باسن روی زمین

کینامال کردن

امحا، ازبین بردن، حق کسی را خوردن


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید