چ

چارق (چارُق)
کفش

چرم
نوعی چکمه مخصوص زمستان از جنس چرم

چشته (چُشته)

عادت کرده به جایی، جلد

چشم هایتن (چُشم هایتِن)
زیر نظر گرفتن، علاقه مند شدن

چلک (چَلک)

(اسم) (chalk) سبد

چمچه (چَمچَه)

(اسم) ملاقه

چه پاک پس کنیم (چِه پاکِ پَس کُنیم)
چه چاره کنیم، چه بیاندیشیم

چُره
(اسم)(Chorah) آبشار

چیلک (چیلِک)

سرشاخه های ریخته از درخت brushwood


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید