س

سر(سَر)
بالا، رو

سرتر (سَتَّر)
بالاتر ، روتر

سرتورارنگت (سَرِ تورارِنگَت)
عصبانی شد، کفری شد

سرسم بشین (سَرسُم بَشین)
بالای پا گیر کردن در حال راه رفتن براثر خستگی یا سرعت زیاد که منجر به برهم خوردن تعادل بدون زمین خوردن شود

سرسم میشو (سَرسُم میشو)
طوری راه می رود که یک پایش لای پای دیگرش می رود و تعادلش به هم می خورد

سرمره (سَرمَرِّه)
کارگردان، سرکرده، نماینده، سخنگو

سقو (سَقو)
زکام، سرماخوردگی همرا با آبریزش بینی

سلاپیت
مسکین، فقیر

سلندر
فقیر، بی لباس

سنجر آجن (سَنجِرآجن)
درختی شبیه به سنجد

سندکو بزین
با آرنج به پهلوی کسی فشار آوردن

سنور (سُنور)
بدعت

سنگینک (سِنگینِک)
نخود فرنگی

سنه (سِنَه)
نوعی اسفناج وحشی با برگ های ترش مزه که در ارتفاعات می روید

سنه دره (سِنَه دَرَه)
نام دره ای در کوه ماسه چال طالقان

نسوئه
سبد، معمولا به سبد های بزرگی که بصورت کوله پشتی طراحی می شدند و برای حمل بارهای تا 30 کیلو گرم مورد استفاده قرار می گرفتند گفته می شد.

سو
نور، روشنایی


سون (سوُن)
سمنو

سونا (سوُنا)

طغار گلی

سپشخانی (سِپِشخانی)
مخفف اسپشخانی (اِِسپِشخانی) نام اصلی روستای سفجخانی در طالقان (Sepeshkhani) an abbreviation of the original name of the Sefajkhani village in Taleghan See also: اسپشخانی

سگ رو (سَگِ رو)
تونل زیر خزینه حمام

سگ کی باشَه (سَگِ کی باشَه)
بسیار کم اهمیت است، هم معنی مگر چکاره است با بار معنایی بسیار منفی


سگ میزنه (سَگِ میزَنَه)

بیکاراست، الاف است، ول معطل است، مانند خیابان متر می کند

سگ نان بی نمک (سگ نانِ بی نمک)
آدم ناسپاس

سگ وگ (سَگِ وَگ)
فرد دارای منصب حکومتی

سگ گاز (سگِ گاز)

کسیکه دندانهای بزرگ جلو آمده دارد

سگات (سَگاتِ)

صاحبان پست های مدیریتی دولتی، مسولین اجرایی در دولت

سگرلو (سُگُرلو)
ریسمان بافته شده از سه نخ

سیاه گویی دلبند جیگر (سیاه گُویی دِلبَند جیگر)
کنایه از آدم بی خیال و بسیار خونسرد


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید