خ

خرشنه (خِرِشنِه)
با دماغ غرش کردن، بطور طبیعی به غرش سگ برای رفع تهدید یا قبل از حمله گفته می شود ولی در مورد رفتار مشابه آدمی هم بکار می رود

خرکوریج
گیاهی با برگ های پهن و کرک دار که در مناطق کوهستانی و خشک می روید و ساقه کوتاهی دارد ولی دمگل مرتفعی تولید کره و معمولا گل های زرد رنگی دارد

خره (خِرَه)
رسوب، لجن

خره بکشین (خِرَه بَکَشیِن)
رسوبات را پاک کردن. کنایه از کشیدن زحمت زیاد برای دیگری

خفاست (خِفاسَت)

بدگویی

خل (خُل)
ناموزون، نامتقارن، خل اگر بصورت پیشوند بکار رود معنی نا موزون و مامتقارن می دهد. مانند خل مک به معنی چانه کج

خو خرشنه (خُو خِرِشنِه)
خرناسه، خرو پف snore, snort

خو خرشنه بکشین (خُو خِرِشنِه بَکَشیِن)
خرناسه کشیدن، خرو پف کردن to snore , to snort

خوئه (خُوئَه)
سرفه

خوئه کردن (خُوئِه کُردِن)

سرفه کردن


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید