ج

جان سروشت (جان سَرِوشت)
اجل رسیده

جمام (جُمام)
ناشی، کم تمرین، کم تجربه، ناآزموده بصورت جمان نیز تلفظ می شود

جنقله (جَنقُلَه)
گروهی، جمعی، تجمعی in group, aggregate, cumulative

جوانسی (جُوانِسی)
ناسزایی به معنی جوانمرگ شده

جوت (جوت)
کسی که لکنت زبان دارد.

جوت جوتی گپ بزین (جوت جوتی گَپ بَزین)
صحبت کردن با قسمت جلوی دهان


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید