بافتن کرباس در کرود

اهالي کرود اول زمستان ميرفتند از براقان پنبه ميخريدند و آنرا داخل جوالهای بزرگ ميريختند و به ده مي آوردند و خانواده ها به مقدار نيازشان از آن ميخريدند و سراسر زمستان زنها با چرخ نخ ريسي پنبه ميرشتند و بهار که ميشد پنبه های رشته شده را داخل آرد جو يا گندم آبکي ميپختند. بعد خشک ميکردند و آنرا مي آوردند و مي طنيدند. طنيدن به اين صورت بود که در کنار راه مستقيم مالرو بفاصله های 5/1 متری، چوبهای باريکي را در زمين فرو ميکردند. اين چوبها را (رحيه) ميگفتند. .... بقیه در ادامه مطلب

 عکس : از سایت برگ جهان  www.bargejahan.com

چند نفر زن نخ ها را که روی ماسوره ها پيچيده شده بود که آن ماسوره ها ازني بود و نام آن ماسوره ها را( زُقُطِه) ميگفتند و آن زقطه ها بر سر وسيله ای بنام (طَلَند) قرار داده ميشد که روی ميله طلند مي غلطيد. زنها آن وسيله را بدست ميگرفتند و از اول (رَجِه- خط ه) ها شروع ميکردند براه رفتن و نخ ها را از داخل رجه ها عکس يکديگر عبور ميدادند تا به آخر رجه ميرسيد و باز بر ميگشتند و بهمين نحو تا اندازه ميشد.

 معمولا عرض کرباس ها 60 الي 80 سانتیمتر بود و حساب داشتند که برای عرض کرباس چند تار نخ لازم است و به آن تعداد رفت و آمد ميکردند و نخ از داخل رجه ها ميگذرانيد. معمولا طول کاری را که مي طنيدند 6 الي 8 توپ بود و هر توپ 8 متر بود يعني يک کار 6 توپي 48 متر طول داشت و چهل و هشت متر کرباس از آن بدست مي آمد. در همانجا هر هشت متر از آن کار را با ماليدن سبزه به آن نشان ميگذاشتند. آنگاه چوبهائي بود بنام (کوآسّه) بهمان کلفتي چوب رجه و بعرض حدود 80 سانتیمترکه آن چوبها را کنار رجه داخل کار فرو ميکردند و با نخي دو سر آنرا بهم مي بستند. بعد از ابتدای کار، کارها را روی چوب کلفتي مي پيچيدند و آنرا جمع ميکردند و رجه ها را يکي يکي از زمين بيرون مي آوردند تا کار جمع ميشد.

در موقع طنيدن کارِ هر خانواده، فاميل ها و همسايگان آنها حلوا و نيمرو درست ميکردند و با کره و پنير و نان داخل مجموعه ميگذاشتند و بسر ميگرفتند و مي آمدند پهلوی طنندگان کارو به آنها ضمن مبارک باد مي گفتند: "کرباس آنرا بادل خوش بپوشيد". صاحبان کار هم متقابلا از آنها تشکر ميکردند. منظره لذت بخش و دلخوش کننده ای داشت. معمولا چند روز بعد از عيد کار مي طنيدند. يک روز آفتابي را برای اينکار انتخاب ميکردند چون اگر هوا ابری بود احتمال آمدن باران ميرفت. اگرباران مي آمد مصیبت بود چون با آمدن باران آثار نخ ها که آنرا (شو) ميگفتند شسته ميشد و نخ ها پاره ميشد و همه زحمت چند ماهه آنها به هدر ميرفت. گاهگاهي اين کار ميشد يا حيواني مانند گاو، گوساله يا الاغ مي آمد وسط کار مي افتاد و آنرا پاره ميکرد که خيلي ناراحت کننده و خسارت آور بود. بعضي خانواده های پر جمعيت سه الي چهار بار کار مي طنيدند. بعضي ها هم کرباس درست ميکردند و آنرا ميفروختند.

 خلاصه کار که طنيده ميشد آنرا مي آوردند در جائي روی چوبي ديگر که (نوارد) نام داشت و شبیه وردنه بود که دو سوراخ در کنار آن بود مي پيچيدند. نوارد را روی دو چوب دو شاخ که تَه آنها را به زمين فرو کرده بودند مي گذاشتند. سر کار را روی نوارد وصل ميکردند. زني با تجربه پشت آن مي نشست و جواني هم کنار او مي ايستاد. ميله بلندی را در دست داشت و آن ميله را داخل سوراخ نوارد ميکرد و هر وقت آن زن ميگفت بپيچ، يک دور مي پيچيد. طرف ديگر کار را بفاصله دورتر روی زمين ميگذاشتند و يک زن جوان وسط کار را يکدور به کمرش مي پيچيد و آنرا میگرفت و ميکشيد. آن زنی که پشت نوارد نشسته بود کم کم نخ های کار را پهن کرده و منظم مينمود. مقداری که صاف ميشد يکدور آنرا روی نوارد مي پيچيد. به اين صورت تا کار تمام ميشد هر کجا در جلو پيچ و تاب پيدا ميشد (کوآسه) را بيرون مي آوردند و کار را صاف مينمودند. بعد کوآسه را سر جايش وصل ميکردند و بعد کار را به منزل مي آوردند و تارهای آنرا از داخل وسيله ای بنام (ورد و شانه کار بافي) ميگذرانيدند. آنگاه آنرا روی پاچال که جای بافتن کرباس بود قرار ميدادند. بعد کم کم از لای آنها پود ميگذرانيدند و آنرا مي بافتند که طريقه بافتن آن شرح مفصلي دارد که بيان آن ملال آور است.

 معمولا کرباس را ساده و سفيد مي بافتند و بعد رنگ ميکردند ولي اگر ميخواستند برای کت و شلوار آنرا ببافند قبلا نيمي از نخ را رنگ ميکردند و آنرا بصورت چهارخانه يا ميل ميل مي بافتند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید