مراسم ازدواج و عروسی در طالقان

عروسی در طالقان شامل زنجیره ای از مراسم است که زیبایی خاصی دارد و در زندگی افراد موجب تغییر روحیه و شادمانی فوق العاده ای می شده است. امروزه این مراسم در حال فراموشی یا تغییر در نحوه برگزاری است. برادر فاضلم جناب آقای مهندس علی برنگی در میان یادداشت های پدرم یادداشتی راجع به این مراسم یافت که نسبتا کامل بود ولی نیاز به باز نویسی، تصحیح و تکمیل داشت. از آنجاییکه جزییات چنین مراسمی در هیچ جای دیگری با این دقت بیان نشده است  بنده تصمیم گرفتم تا این متن را تکمیل و تصحیح نمایم تا  یادگاری برای نسل آینده بماند. مرحوم پدرم پاک نویس شده این یادداشت ها را قبلا در سال 1346 به برنامه فرهنگ مردم رادیو ملی ایران که مرحوم سید ابوالقاسم اِنجوی شیرازی (نَجوا) آن را اجرا می کرد فرستاده بودند و چند بار هم از رادیو خوانده شده بود. البته این مراسم خاص روستای کرود است و در روستا های دیگر طالقان ممکن است با تفاوت هایی همراه باشد. رضا برنگی 20/9/91

 

 

مراسم ازدواج و عروسی در طالقان

ازدواج با ابراز علاقه یک دختر و یک پسر به هم و به دنبال آن در میان گذاشتن موضوع توسط پسر یا فردی که به او نزدیک است با والدینش شروع می شود. روش دوم هم  پس از تمایل خانواده به سر انجام گرفتن پسرشان و پیشنهاد به پسرشان انجام می شود. در این صورت دختران فامیل و آشنایان خود را در نظر می آورند و یکی یکی آن ها را با معیارهای خود در ابعاد مختلف می سنجند و نیک و بد آن ها را از نظر خود بررسی می کنند تا بالاخره یکی از آن ها را انتخاب می نمایند و پسر را ترغیب به ازدواج با او می نمایند.

مقدمات عروسی

1- خواستگاری

آنگاه با بزرگتر خانواده دختر تماس می گیرند و آن ها را از قصد خود مطلع می سازند و می گویند "اگر شما اجازه بفرمایید و مایل باشید و (نام پسر) را به غلامی قبول می فرمایید ما خدمت برسیم". خانواده دختر  اطراف موضوع را بررسی و با دختر خود مشورت مینمایند و تصمیم می گیرند و جواب مثبت و منفی خود را به خانواده پسر می دهند. اگر جواب مثبت بود می گویند بفرمایید این راه مال شماست و اگر جواب منفی بود می گویند جواب نه است.

اگر جواب آری بود خانواده پسر از دو کار یکی را انجام می دهند یا شیرینی خوران می گیرند و یا اگر بخواهند خیلی اهمیت بدهند و آن را تشریفاتی کنند قند بِشکِنان می گیرند. اگر قصد نامزدی طولانی را داشته باشند ابتدا شیرینی خوران برگزار می شود و در نیمه نامزدی قتد بشکنان برگزار می شود.

2- شیرینی خوران

شیرینی خوران به این طریق است که خانواده پسر انگشتری تهیه می کنند و پارچه ای که یک چادری یا یک پیراهنی است آماده می سازند و جعبه ای شیرینی می خرند و به خانواده دختر اطلاع می دهند که ما فلان شب، شب نشین خدمت شما می رسیم و  چهار الی پنج نفر از فامیل های نزدیک را هم دعوت می کنند و به اتفاق هم به خانه دختر مي روند. آن ها هم سماور را روشن می کنند و شیرینی و چای می آورند و از هر دری سخنی می گویند و اظهار سرور و شادی می کنند و در نهایت شخص بزرگتر خانواده پسر به سخن در می آید و خطاب به ولی دختر می گوید غرض از خدمت رسیدن این است که اگر مایل باشید پسر ما را به غلامی خود قبول بفرمایید.

ولی دختر هم با رضایت در جواب می گوید هم دختر مال شماست هم پسر مال شماست، شما صاحب اختیار هستید که در اینجا حضار مجلس همه بلند می گویند مبارک است، مبارک است. بعد یا صلوات می فرستند یا کف می زنند. آنگاه آن انگشتر و آن پارچه را در خانه عروس می می گذارند و خدا حافظی می کنند و خارج می شوند.

3- قند بشکنان

قند بشکنان هم شبیه شیرینی خوران است منتهی با این تفاوت که در قند بشکنان از خانه پسر برنج، روغن، گوسفند، زغال، آرد، قند، چای، نفت و بعضی چیزهای دیگر را با تشریفات خاصی به خانه دختر می برند و تعداد بیشتری از افراد فامیل را خبر می کنند و در فضای بزرگتر و بازتری شام را مصرف می کنند. در این مجلس مطرب یا درویش می آورند و به هلهله و پای کوبی می پردازند بعد در همان مجلس بزرگتر ها خرج و مهر را مشخص می کنند و می روند و از آن تاریخ به بعد آن پسر و دختر رسما نامزد می شوند. در مراسم قند بشکنانی که بعد از شبرینی خوران در نیمه نامزدی برگزار می شود چون خرج و مهر قبلا مشخص شده این کار دیگر انجام نمی شود.

4- دوران نامزدی و تُک گرفتن

موقعیکه دختری نامزد پسری شد ظاهرا در هرکجا نامزد خود را می بیند فرار می کند. دیگر اینکه از طرف خانواده پسر به او گفته می شود که برای فلان افراد فامیل باید تک نگه داری و دختر هم در هر کجا آن افراد را می بیند بعنوان احترام با گوشه چادرش  روی دهانش را می پوشاند. اگر دختر این کار را انجام ندهد آن افراد به وسیله مادر داماد او را مورد بازو خواست قرار می دهند. البته این تا زمانی است که به خانه شوهر نرفته است و پس از رفتن به خانه شوهر دیگر تک نمی گیرد ولی در گذشته بعضی از عروس ها حتی وقتی هم که به خانه شوهر می رفتند و چند بچه هم داشتند هنوز برای پدر و مادر شوهر خود تک می گرفتند.

5- دید و وادید

دید و وادید هم خود برای خانواده پسر مسئله ای است زیرا آنها باید درهر عیدی برای دختر عیدی ببرند که آن عبارت است از شیرینی جات و پارچه یا کفش که آن ها را در مَجمَعِه ای (مَجمَعِه یا همان مجموعه یک سینی بزرگ گرد  مسی با لبه های کنگره دار است) می چینند و روی سر یک یا چند زن یا  دختر قرار داده و به خانه عروس می برند. اگر دوران نامزدی طولانی باشد این کار برای خانواده پسر هزینه سنگینی دارد.

دیگر اینکه هر چند مدت یک بار مادر یا خواهر پسر باید شب نشین یا بعد از ظهر به خانه عروس برود و هر بار که میرود بعد از خوردن چای پولی را کنار پیاله چای می گذارد. این به خاطر این اعتقاد است که می گویند  دختر تا زمانیکه نامزد است مانند  مریض ضعیفی است که باید برای او ضعیفانه (ضعیفانه آش، غذا یا میوه ای  است که برای مریض هدیه برده می شود) برد و او همیشه چشمش به در است که  ببیند از خانواده داماد چه کسی به دیدن او می آید.

6- قرارعروسی

موقعیکه خانواده عروس جهیزیه تهیه نمودند و همچنین خانواده داماد هم آمادگی پیدا کردند قرار می گذارند و وقت عروسی را معین می کنند و در این فاصله شروع به تدارک مقدمات عروسی می نمایند. معمولا عروسی در زمانی بر گزار می شود که اولا هوا گرم و مناسب باشد و ثانیا کارهای دو خانواده وهمچنین میهمانان سبک باشد که بتوانند لذت بیشتری ببرند که در زندگی کشاورزی طالقان معمولا چنین زمانی قبل یا پس از فصل برداشت گندم است. از آنجاییکه در عروسی های طالقان تمام اهالی میهمان هستند نباید دو عروسی در یک روز برگزار شود. عروسی ها معمولا در روز جمعه برگزار می شد.

7- رَخت وَچّی یِن

رخت وچی ین همان خرید عروسی است که در آن دو طرف وقتی را معین می کنند تا داماد و عروس و یکی دو نفر از خانواده عروس و داماد برای خرید به بازار بروند و برای خود و عروس و داماد خرید کنند.

8- خیاطِ سور

پس از خرید به خانه داماد خیاط می آورند و یک هفته یا بیشتر خیاط می نشیند و به دوختن لباس عروس و داماد می پردازد و ضمنا موقعیکه خیاط می آید از طرف خانواده داماد به خانه های ده می روند و به آن ها خبر می دهند و می گویند "شما را در خدمتیم خیاط سور فلان کس" . از فردای آن روز زنان ده تک تک یا دسته جمعی به خانه داماد می آیند و مبارک باد گفته و چای و شیرینی صرف می نمایند و مبلغی پول بعنوان "خیاط سر" کنار سینی چای می گذارند و به تماشای لباس های عروس و داماد می پردازند و می روند. از پول هایی که از این راه جمع می شود چیز های برای عروس خریداری می شود.

مراسم عروسي

مراسم عروسي چهار روز است كه با خرده بار بردن شروع و به سربندان خاتمه مي يابد و هر روزي مراسم خود را دارد که در روز سوم به اوج می رسد   که به آن "عروسی روز" می گویند.

مراسم اولین روز عروسی

1- خوردبار بَبِردن

با خرده بار بردن عروسی بطور رسمی آغاز می شود. برای خرده بار بردن خانواده داماد درویش یا مطرب می آورند. خرده بار عبارت است از قند، چای، حنا، آرد، شکر، شیرینی، کشمش و میوه که آن ها را روی بشقاب ها و مجمعه هایی می چینند که آن ها را  چند زن و دختر روی سر می گیرند و در بعد از ظهر با خواندن درویش یا نواختن مطرب از خانه داماد به خانه عروس می برند و مبارک باد می گویند و مجعه ها را خالی می کنند و چای و میوه می خورند و بر می گردند. کسانیکه مذهبی ترند از درویش و کسانیکه کمتر مذهبی هستند از مطرب برای شاد کردن مجلس استفاده می کنند و قرارداد آن از شروع خرده بار تا پایان روز سربندان است.

2- مجلس شب هَرزِه وَرزان (امداد کنی)

شب بعد از ظهری که خرده بار برده می شود شب هرزه ورزان یا امداد کنی است. امداد کنی یکی از رسم های خوب طالقان است که هم در عروسی و هم در عزا انجام می شود تا هزینه های سنگین مراسم را جبران کرده و از فشار روی صاحبان مجلس کم کند. همه امداد ها نوشته می شود و صاحب مجلس خود را موظف به جبران امداد در موقع نیاز امداد کننده می داند. این کار شباهت به یک بیمه همگانی دارد.

غروب روزی که خرده بار برده می شود از طرف خانواده داماد یکی دو نفر از روی لیستی که تهیه شده است به خانه مردم ده می روند و آن ها را دعوت می کنند و می گویند " شما را در خدمتیم امداد کنی عروسی فلانکس" و نام داماد را می برند. سر شب بعد از صرف شام مردان ده یکی بعد از دیگری می آیند و در مکان مجلسی که آماده شده است به صاحب مجلس مبارک باد گفته و متقابلا به آن ها خوش امد گفته می شود و به مجلس هدایت می شوند. از میهمانان در مجلس با چای و شیرینی پذیرایی می شود، درویش می خواند و اگر مطرب بود، مطرب می نوازد و مردم را سرگرم می کند. معمولا مجلس مردانه است ولی از کودکان نیز پذیرایی می شود و زنان نیز به  مشاهده برنامه های مجلس می پردازند. ساعتی که از مجلس گذشت یکنفر از طرف صاحب مجلس می آید و از یک گوشه مجلس شروع می کند به جمع آوری امداد. و هرکس هر چه از پول و جنس (مانند آرد، گندم یا نان که معمولا برای هزینه های عروسی کاربرد دارد) را می خواهد ذکر کرده و روی کاغذ وارد می کنند. پول ها نقدا دریافت می شود و جنس ها بعدا تحویل می شود ولی در کاغذ وارد می شود. پس از امداد معمولا افراد به تدریج مجلس را ترک می کنند زیرا پاسی از شب گذشته و برنامه مجلس هم تمام شده است.

3-آرد ولو کنی

در همان شب امداد کنی  2 نفر جوان چند انبان بدراسته در هر يكي یک من آرد درمی ریزند و به خانه هایی که اطمینان دارند مي برند تا براي مجلس هاي فردا شب و پس فردا ظهر نان بپزند. اهل خانه را بیدار می کنند و می گویند "بی زحمت این آرد را خالی کنید. بعضی آرد را بر می دارنا و بعضی دیگر هم عذر می آورند. آن هایی که آرد را قبول کرده اند صبح روز بعد نان را می پزند. و بعد آن را به خانه داماد می آورند و مبارک گفته و نان را تحویل می دهند. صاحب مجلس هم می گوید دست شما درد نکند و به آن ها چای تعارف می کند.

4-دعوت برای ساییدن کشک در روز بعد

پس از پایان مجلس امداد کنی از طرف خانواده داماد چند دختر یا زن از فامیل ها یا همسایگان را دعوت می کنند و می گویند " شما را در خدمتیم کشک ها شور سو عروسی فلانکس" که بیایند  کشک آش شب بعد را بسایند. کشک معمولا بصورت گلو له های خشک و سخت است که باید در آب خیسانده و ساییده شود که کار سخت و زمان بری است و نیاز به کار جمعی دارد.

مراسم روز دوم عروسی

این روز مقدمات عروسی فراهم شده و برای خود مراسم خاصی دارد. جنب و جوش خاصی در این روز در  همه جا برقرار است و در اطراف خانه داماد شلوغ و پر رفت و آمد است و زن، مرد و کودک مرتبا به این طرف و آن طرف می روند. تقریبا هرکسی کاری برای عروسی می کند، عده ای آب می آورند، عده ای هیزم خورد می کنند، عده ای مشغول تهیه شام شب که آش کشک می باشد هستند. عده ای مشغول بریدن سر گوسفند برای ناهار فردا هستند و بالاخره عده ای هم مشغول تماشا می باشند و از بعد از ظهر همان روز در یک یا چند دیک بزرگ مسی "به نام برکر" برای شام آش کشک می پزند و زنان سالخورده و با تجربه برآن نظارت می کنند.

1- مراسم عقد

بطور معمول عقد در بعد از ظهر روز دوم انجام می شود ولی این کار استثنا هم دارد. معمولا در خانه عروس بعد از ناهار نزدیکان عروس و داماد جمع شده و عاقد مراسم عقد را انجام می دهد. اگر عروس اهل روستا ی دیگری باشد و اورا روز قبل به خانه پدر داماد آورده باشند  مراسم عقد درخانه پدر داماد انجام می شود. مراسم عقد بسیار مختصر و کوتاه است و حدود یک  ساعت طول می کشد. اطاقی را برای این کار تمیز و زیبا می کنند و معمولا در سر مراسم عقد زنان بیوه و کسانیکه طلاق گرفته اند حاضر نمی شوند و می گویند شگون ندارد.

2- کشک هاشور سو

هاشور به معنی با آب شستن و سو به معنی سایبدن است. برای این کار دختر ها و زن ها  بعد از ظهر در حیاطی گرد هم می نشینند هر کدام طشت، یا لگنی را جلو خود قرار داده و داخل آن شروع به ساییدن کشکی می کنند که قبلا خیسانده شده است.  پس از مقداری ساییدن آب آن را صاف کرده و مجددا آب ریخته و می سایند.  در این حال از هر دری سخن می گویند، به آن ها چای و سپس شام داده می شود و بسیار به آن ها خوش می گذرد.

3- مجلس شب حنا بندان

شب حنا بندان مهمترین شب عروسی است. دراین شب پس از غروب آفتاب مردان، پسران و بچه ها یکی یکی می آیند و در مجلس می نشینند. مردان در بالا و بچه ها در انتهای مجلس می نشینند. موقعیکه مجلس پر از جمعیت شد درویش با خواندن مدح (یا مطرب با نواختن ساز) سر مردم را گرم می کند. ابتدا از مردم با چای پذیرایی می شود. سپس سفره انداخته، نان، پنیر و ماست در سفره چیده شده و برای هر فردی یک کاسه مسی آش کشک می آورند. رسم است که فردی در سر سفره با آش اضافی ایستاده و صدا می زند "سر او" و هرکس تقاضا کرد برایش آش اضافی می ریزد. پس از صرف شام باز درویش یا مطرب سر مردم را گرم می کند. آنگاه داماد می آید و به مردم خوش آمد می گوید. برای داماد یک صندلی  می گذارند و با اجازه حضار می نشیند. پس از مدتی نواختن مطرب یا خواندن درویش، چند نفر بزرگتر مجلس از جا بلند شده و از داماد خدا حافظی می کنند و بعد از آن بقیه حضار شروع به ترک مجلس کرده و مجلس تمام می شود.
جدا از شام کاسه کاسه آش به خانه امداد کنندگان و نان پزها، پیران، مریضان و فامیل های نزدیک می دهند.

4- داماد برادر

بعد از تمام شدن مجلس عده ای از جوانان بعنوان داماد برادر (همان ساق دوش داماد) به همراه داماد و مطرب ها  (یا درویش) در اتاق بزرگی جمع می شوند  و تا صبح در آن اتاق بیدار می مانند. آن ها با گفتن داستان،  انواع بازی ها یا نواختن مطرب مطرب (یا خوندن درویش) سعی می کنند محیط شادی را برای داماد ایجاد کنند. آن ها روی هم پول می گذارند و از بیرون میوه یا شیرینی تهیه می کنن تا مجلس خود را هرچه پر رونق تر کنند.   از طرف خانواده داماد هم در حدود ساعت 2 نیمه شب برای آن ها پَس شوم (شام دیر وقت) می آورند که معمولا مخلوط کله پاچه، سیرابی و دل و جگر گوسفندهایی است که همانشب برای غذای فردا کشته اند. داماد برادر ها معمولا هم سن وسال داماد هستند که ممکن است پیش از داماد ازدواج کرده باشند. آن ها تا پایان عروسی داماد را همراهی می کنند.

5- عروس دست خاخور

مانند داماد برادر عده ای از دختران جوان نیز بعنوان عروس دست خاخور (همان ساق دوش عروس) به همراه عروس در اتاق بزرگی جمع شده و تا صبح  به هلهله، رقص و پای کوبی می پردازند. از طرف خانواده عروس هم به  آن ها پَس شوم داده می شود. عروس دست خاخورها هم سن وسال عروس هستند و  تا پایان عروسی عروس را همراهی می کنند.

6- حنا گذاشتن

در حدود نیمه شب در خانه داماد  حنا خیس کرده و آن را درچند بشقاب ریخته و داخل مجمعه گذاشته و شمع روشنی را در وسط مجمعه می گذارند و زن ها آن را روی سر گرفته و با خواندن درویش یا نواختن مطرب به خانه عروس می برند. در این مراسم عروس دست خاخور ها دست عروس و خودشان را با این حنا خضاب می کنند. همچنین تعدادی از داماد برادرها که داماد را تا خانه عروس همراهی کرده اند دست داماد و خودشان را حنا می گذارند.

7- آماده کردن ناهار فردا

معمولا ناهار روز عروسی  آبگوشت است و یک نفر که به او طباخ می گویند گوشت گوسفند هایی را که کشته اند در دیک بزرگ بار می کند و از اول شب  تا صبح آن را روی آتش می گذارد. در نیمه های شب استخوان ها را که همگی در اثر پختن طولانی نرم شده اند را از گوشت ها سوا می کند و گوشت ها را ریز می کند تا قابل تقسیم شود. سپس به آن ادویه می زند. طباخ تا صبح به همراه کمک هایش بیدار است تا غذا خوب بپزد و دیگران به غذا ناخنک نزنند. طباخ برای خودش چای دم کرده و عده ای هم برای تنوع دور او جمع شده، چای می خورند و به صحبت های گوناگون مشغول می شوند خصوصا که طباخ معمولا مرد با تجربه ای است و داستان ها و مثل های بسیاری برای گفتن دارد.

مراسم روز عروسی

1- به حمام بردن داماد

پس از آنکه داماد برادرها صبحانه را صرف کردند و قدری روز بالا آمد به اتفاق هم داماد را به حمام می برند. در همین موقع از خانه داماد و فامیل های نزدیک به داماد  زن ها و دختر ها  مجمعه هایی که در آن ها بشقاب های توت، کشمش، مغز گردو، آبنبات و میوه جات قرار دارد به سر گرفته، به درب حمام آورده و  آنقدر این مجمعه ها در روی سر نگاه می دارند تا داماد از حمام بیرن بیاید. این مجمعه ها که در حدود 20 الی 25 تاست منظره زیبایی را در اطراف حمام بوجود می آورد. بعد از حمام این مجمعه ها  در محل امنی قرار داده می شود تا با آن ها از داماد برادرها در مجلس سربندان پذیرایی شود. موقعیکه داماد در حمام است اهالی ده از مرد، زن و کودک با لباس های رنگارنگ در جلو درب حمام اجتماع كرده و منتظر بیرون آمدن داماد می مانند که این منظره ای تماشایی ایجاد می کند.

موقع بیرون آمدن داماد از حمام معمولا مادر، خواهر یا یکی از منسوبین داماد جلوی پایش اسفند دود می کند و بعضی ها هم قربانی می کنند. سپس داماد درجلو و داماد برادرها به دنبال و سایر مردم و مجمعه به سر دارها هم در دنبال آن ها به سمت خانه داماد حرکت می کنند. در حین حرکت یک نفر آیینه ای قدی را همواره روبروی داماد طوری حمل ميكند که داماد همیشه بتواند خودش را در آن ببیند. آن ها اول به در خانه پدر داماد رفته و سلام می کنند، بعد به در خانه پدر عروس می روند و سلام می کنند بعد اگر لازم باشد به در خانه بزرگتر های ده می روند و سلام می کنند كه در مقابل روی داماد را بوسيده پولی را به عنوان هدیه به او می دهند. این دیدن ها که تمام شد داماد بطرف مجلس عروسی می آید. بعضی وقت ها دیده شده که در طی مسیر داماد افرادی با دو  دست خود  یا با چوبی مسیر عبور را سد می کنند تا داماد به آن ها انعامی بدهد. به این کارکه چندان پسندیده ای هم نیست  "دَم بِیتِن" می گویند.

2- به حمام رفتن عروس

بلا فاصله بعد از بیرون آمدن داماد و دور شدنش از حمام عروس و عروس دست خاخورها یش به حمام می روند. برای آن ها هم موقع بیرون آمدن اسفند دود می کنند ولی مراسمی مانند آنچه در مورد داماد انجام داده شد انجام نمی شود.

3- مجلس عروسی

موقعیکه داماد از دیدن بزرگتر هایش فارغ شد او را به داخل مجلسی که عموم مردان ده برای صرف ناهار در آنجا جمع شده اند می آورند. او سلام می کند و می ایستد. داماد برادرها هم کنار او می ایستند. بعد یک صندلی می آورند و از حضار اجازه نشستن برای داماد می گیرند. در این موقع کلیه مردم از زن و مرد و کوچک و بزرگ در مجلس و اطراف مجلس برای تماشا جمع می شوند.

دستمالی به گردن داماد می بندند و به ترتیب اول منسوبین داماد و سپس سایر اهالی به فراخور حال خود مبلغی را بعنوان پول پیشانی داماد (هدیه عروسی)  به داماد هدیه می دهند. پول را به فرد مسئول می دهد که او پول را شمرده و به اهالی نشان می دهد و می گوید "فلانکس این مبلغ" و گر پسر دم بخت دارد ادامه می دهد "عروسی پسرش" و در غیر این صورت   می گوید "خانه اش آبادان"، که این جمله را اهل مجلس هم تکرار می کنند. سپس پول ها را به داخل دستمال می اندازند و در فهرستی نام شخص و مبلغ پول نوشته می شود. به این کار پیشانی زدن می گویند. پس ازخاتمه کار پول ها را شمرده و اعلام می کنند که چقدر جمع شده است و پول ها را تحویل داماد می دهند و سپس داماد و داماد برادرها به اتاقشان برمی گردند.

مجلس ادامه می یابد و مردم با نواختن مطرب یا خواندن درویش سرگرم می شوند. معمولا مجلس مردانه در فضای باز و مجلس زنانه در داخل خانه بطور همزمان برگزار می گردد. به بچه ها بطور مجزا در پایین مجلس جای داده می شود. اول برای مردان، سپس برای کودکان و در نهایت برای زنان سفره می اندازند. اول نهار که آبگوشت است و بعد چای صرف می شود. اصطلاح  سر او از اینجا رایج شده و در سایر مجلس هم به کار می رود زیرا شخصی  با آب آبگوشت در مجلس می چرخد و می گوید "سراو" و برای هرکه نیاز داشت از آب آبگوشت می ریزد. معمولا هر کاسه آب گوشت با سیب زمینی و گوشت داخل آن داده می شود ولی در بعضی از مجالس گوشت کوبیده مجزا توزیع می شود.

4- به گشت رفتن داماد و عروس

پس از صرف ناهار عروسی داماد و داماد برادرها با هم به گشت می روند. برای این کار نقطه ای از روستا را که دارای چمن وسیعی است و معمولا در کنار چشمهای  قرار دارد را انتخاب می کنند ومردان و کودکان نیز  به دنبال آن ها به را افتاده و به محل می رسند. در این محل جوان های ده با هم کشتی می گیرند. مسابقه با وارد شدن یک نفر به میدان شروع شده و هماورد می طلبد و داوطلب دیگری با او کشتی می گیرد و هرکدام برنده شد  مجددا هماورد طلبیده و این کار آنقدر ادامه می یابد تا کسی جرئت آمدن به میدان را نداشته باشد. در این حال او برنده اعلام می شود و داماد به او انعام می دهد. برای برنده شدن کافیست که پشت بازنده یک بار به خاک برسد.

همزمان عروس و دست خاخورهایش هم به محل دیگری برای گشت رفته و اطراق می کنند. محل گشت عروس و داماد معمولا دور ازهم انتخاب می شود. مدت گشت معمولا دو تا سه ساعت است و بعد به خانه بر می گردند.

5- بردن عروس به خانه شوهر

ساعتی بعد از برگشتن از گشت یک نفر از فامیل های نزدیک داماد مانند پدر، برادر، دایی یا عمو به خانه عروس رفته و با پارچه ای کمر عروس را بسته و او را آماده حرکت می کند. خانواده عروس یک قرص نان با پنیر را بعنوان تبرک به عروس می دهند و او آنرا لوله کرده و در زیر پارچه ای که به کمرش بسته است قرار می دهد. سپس عروس برای مزاح روی دست عروس دست خاخورها و کسی که پارچه به کمرش بسته است را می زند و آن ها باید آن را تحمل کنند. بعد از آن مادیانی آورده و با دعا و صلوات او را از زیر قرآن عبور داده و اسفند زیر پایش دود کرده و سوار مادیانش می کنند. سپس یک توری سفید بلند که تمام بدنش را بپوشاند روی سرش می گذارند بطوریکه او مردم را می بیند ولی دیگران نمی توانند اورا ببینند. چون قاطر نازاست عروس را سوار قاطر نمی کنند و می گویند ممکن است عروس نازا شود. یکی بند مادیان را می کشد و یکی از مردان محرم خانواده عروس مانند پدر، برادر, عمو یا دایی  بازوی عروس را نگه می دارد و او را حرکت می دهند. در همان موقع هم مقداری از جهیزیه عروس را بار قاطری کرده پشت عروس به راه می اندازند. بخشی از جهیزیه را هم ممکن است عروس دست خاخورها بر روی دست حمل می کنند. مسیر را جوری انتخاب می کنند که هم مقداری راه طی شود وهم قدری از مسیر در فضای باز، مزارع  یاحاشیه ده قرار بگیرد تا امکان نار زدن (که بعدا ذکر خواهد شد) فراهم شود. به دانبال کاروان عروس زنان و دختران و کودکان به راه می افتند و منظره جالبی پدید می آید.

6- نارزدن

از طرف دیگر داماد و داماد برادر ها و مردان ده در نقطه بلندی مشرف به مسیر عروس اجتماع کرده  منتظر رسیدن عروی و کاروانش می مانند. با رسیدن عروس،  ابتدا داماد چند سیب  را به سمت کاروان عروس طوری پرتاب می کند که از بالای سر عروس عبور کرده و به زمین بیافتد که برای برداشتن آن بچه ها و جوانان از سر و کول هم بالا می روند. سپس مقداری نقل و پول خرد را که قبلا در جیب خود آماده کرده بر روی سر عروس و همرا هان می پاشد که باز برای برداشتن آن ها هجوم می شود. به این کار نارزدن می گویند.

7- مراسم جلوی درب خانه داماد

پس از نار زدن عروس به مسیر خود ادامه می دهد تا به درب خانه داماد برسد. دم بیتن که قبلا هم ذکر شد در این تکه از مسیر هم ممکن است پیش بیاید که افرادی با یک چوب جلوی اسب عروس را بگیرند تا صاحب عروسی چیزی به آن ها بدهد تا راه را باز کنند. پیش از رسیدن عروس، در جلوی درب خانه داماد یک کرسی یا تخت قرار داده شده و رویش پارچه ای می کشند. عروس با فاصله از این تخت از اسب پیاده می شود ولی نمی گذارند پایش را روی زمین بگذارد بلکه باید پایش را روی یک سینی بگذارد که زیر پای او قرار می دهند. اورا به طرف تخت راهنمایی می کنند و هر بار که بار که قدم می گذارد یک سینی جلوی پایش گذاشته تا قدمش روی آن قرار بگیرد و این کار را آنقدر ادامه می دهند تا   پایش به تخت رسیده و از تخت بالا برود و در تمام این مدت بازوی او را نگاه می دارند. دور تخت، کوچه ها و پشت بام های اطراف هم ازدحام می شود و در این حال زنان و دختران هلهله کرده و می رقصند و شادی می کنند. داماد هم که با داماد برادر ها به یکی از پشت بام های مشرف اطراف رفته است  مرتب از جیب خود نقل، کشمش و سکه های پول خورد بیرون آورده و بر سر عروس می پاشد و بچه هام برای جمع کردن آن به جنب و جوش می افتند و منظره جالبی بوجود می آید.

8- پرتاب کلوا

کلوا نان کلفتی شبیه فطیر است که آرد آن را با شیر و روغن خمیر می کنند و در وسط آن حلوا می ریزند وچهار الی پنج تای آن را بطور جداگانه داخل پارچه می پیچند تا هم راحت تر پرتاب شود و هم هم در حین پرتاب از هم نپاشد. در حالیکه عروس روی تخت ایستاده است داماد که بر روی بلندی ایستاده است این کلوا ها را  با فاصله  به چند نقطه در محلی که که جوان ها و مردان تمرکز دارند  پرتاب می کند و جوان ها هم برای نشان دادن توان و زور بازوی خد خود سعی می کنند با بالا رفتن از سرو کول هم آن ها را از هوا بگیرند که در این کار کلوا ممکن است تکه تکه بشود. پس از ساعتی مراسم جلوی خانه داماد تمام شده و مردم متفرق می شوند.

9- بردن عروس به داخل خانه

بعد از تمام شدن مراسم جلوی درب، ابتدا ظرفی از عسل جلوی عروس می گیرند که او دست راست خود را داخل عسل زده و به بالای درب خانه می مالد.  بعد هم مانند قبل زیر پای او سینی مسی گذاشته، او را از زیر قرآن رد کرده  و برایش اسفند دود می کنند. او پا روی سینی ها می گذارد تا به داخل خانه برسد. در کنجی از خانه برایش دشکی پهن کرده و متکایی روی آن می گذارند که او روی دشک نشسته و به متکا تکیه می دهد. سپس پسر بچه ای را به نشانه اینکه انشا اله خدا به او پسری کرامت کند در دامانش می گذارند که در جواب هم او یک جفت جوراب به پسر بجه می دهد.

مراسم روز چهارم و آخر عروسی

1- مجلس مردانه سَربَندان

مجلس سربندان (یا پاتختی) مردانه در حدود 10 صبح با جمع شدن داماد برادرها و درحضور داماد شروع می شود. زن های فامیل داماد باز هم همان مجمعه هایی را که  حاوی میوه، شیرینی و خشکبار بود و روز قبل  به درب حمام آورده بودند بسر گرفته و به این مجلس می آورند و آن ها را در مجلس می چینند. از خانه داماد هم برای آن های چای آورده و از آن ها پذیرایی می شود. ساعتی می نشینند آنچه که از خشکبار و میوه در سر سفره باقی مانده در بینشان تقسیم شده و سپس مجلس تمام می شود.

2- مجلس سربندان زنانه

برای مجلس سربندان زنانه،  زن ها را خبر (دعوت) می کنند. آن ها به خانه داماد آمده و ناهار را در آنجا صرف می کنند و مبلغی پول بعنوان هدیه به عروس می دهند. دختران عروس دست خاخور هم دعوت هستند که آن ها چیز هایی مانند روسری، دستمال یا پارچه که به آن ها "سر جهاز" گفته می شود به عروس هدیه می دهند. مجلس با رقص و هلهل و شادی همراه است. پس از ناهار مجلس تمام می شود. با ترک مجلس توسط زنان آخرین مراسم عروسی به پایان می رسد

رسوم منسوخ شده در عروسی ها

دو رسم مذموم که تا یک قرن قبل رایج بودند و اکنون رایج نیستند یکی طبل یا طشت زدن در شب زفاف  و دیگری خرید و فروش داماد بوده است.

طشت زدن در شب زفاف

رسم بوده که با وارد شدن داماد و عروس در حجله، با زدن روی ساز و دهل یا طشت یا طبل بر سر پشت بام ها این موضوع را اعلان کنند. این کار شبیه طشت زدن در ماه گرفتگی است که از زمان مغول رایج بوده است.   این رسم تقریبا 100 سال پیش توسط مرحوم خلیل اله برنگی، پس از آنکه به شدت از این موضوع ناراحت شده بود با نوشتن یک لعنت نامه و امضا گرفتن از اهالی برای همیشه منسوخ شد.

داستان ممنوعیت گويند طشت زدن در شب زفاف در کرود

از کتاب دیده ها و شنیده های مرحوم حبیب اله برنگی

شبي که عروس را بخانه داماد ميبردند و نيمه شب که آنها با هم خلوت ميکردند مطرب ها روی پشت بام شروع به نواختن ساز و دهل ميکردند و اين علامت آن بود که مردم مي فهميدند عروس و داماد خلوت کرده اند تا شبي که عروسي عليجان پسر مشهدی حسن بود و عروس و داماد خلوت کرده بودندو  مطرب ها روی پشت بام به شدت ساز و دهل ميزدند و مردم هم هلهله ميکردند مرحوم مشهدی خليل اله خواب بود و از صدای ساز و دهل بيدارشد خيلي ناراحت قدری فکر کرد بعد بلند شد رفت روی پشت بام شروع کرد به سر و صدا کردن به مطرب ها گفت بس کنيد شرم آور است ناموس مردم را روی دهل نهاده ايد که همه بفهمند اين چه رسوائي است آنها خاموش شدند. او فردای آن روز پيرمردان ده را جمع کرد گفت کاغذ آوردند و روی آن نوشتند به لعنت خدا و رسول گرفتار شوند. کسانيکه بعد از اين تاريخ در عروسيها موقع زفاف عروس و داماد به نواختن ساز و دهل مبادرت کند يا کاری کنند که مردم از آن جريان آگاه شوند بعد آنرا امضاء کردند و از آن تاريخ به بعد آن رسم ترک شد.

خرید و فروش داماد

این یک سنت نبوده بلکه عمل ناپسندی بوده که توسط داماد برادرها برای تفاخر بین هم انجام می شده که در آن تعدادی داماد برادر با دادن مقدار قابل توجهی پول به گروه دیگری از داماد برادرهای با قدرت مالی کمتر به اصطلاح داماد را از آن ها می خریدند. سپس سعی می کردند با پذیرایی خوب از داماد خود را مطرح کنند. بعضی وقت ها اگر دو گروه اصرار بر رقابت داشتند  این کار به مزایده می انجامید تا یک طرف توان بالا بردن قیمت را نداشته و به فروش راضی می شد. بعدها این کار به گروگان گیری داماد توسط گروه خریدار، که معمولا از افراد دون پایه بودند، به منظور دریافت چند برابر پولی که آن را خریده بودند تبدیل شد. برای وادار کردن خانواده داماد و عروس به پرداخت پول معمولا داماد را از ده خارج کرده تا نتواند در مراسم شرکت کرده و همچنین او را وادار به کارهای سخت می کردند تا خسته شده و توان شرکت در ادامه مراسم عروسی را نداشته و عروسی به هم بخورد. خانواده عروس و داماد که این موضوع را میدانستند تلاش می کرذند قبل از آنکه دیر شود گروگان گیرها را راضی کرده تا عروسی به هم نخورد.

این رسم گرچه رسما در کرود منسوخ شده بود (حدود سال 1312 شمسی)  ولی بعضی افراد دون پایه یک بار دیگر آن را  در سی و سه سال پیش (سال 1359 شمسی) در کرود احیا کرده و دامادی را به گروگان گرفتند  که خاطره تلخ آن هنوز در اذهان است.

داستان ممنوعیت خرید و فروش داماد توسط مرحوم مشهدی خلیل اله  برنگی

از کتاب دیده ها و شنیده های مرحوم حبیب اله برنگی

در گذشته موقعيکه عروسي ميشد ساقدوش های داماد، داماد را خريد و فروش ميکردند مثلا کسي ميگفت من داماد را به صد تومان خريدم و پول را زمين ميگذاشت ديگری ميگفت من صد و پنجاه تومان خريدم پول را زمين ميگذاشت به همين نحو قيمت را بالا ميبردند تا يک طرف ديگر توان مالي نداشت قيمت را بالا نمي برد ديگری که بيشتر ميگفت برنده ميشد و آن پول را نزد کسي ميگذاشت تا خاتمه عروسي آنرا ميگرفت سه شبانه روز داماد در اختيار او بود و در باره داماد فرمانروائي ميکرد اين کار با خودنمائي همراه بود که طرفين ثروت خود را به رخ هم ميکشيدند و کار زشتي بود که ايجاد ناراحتي ميکرد يک نفر مباهات ميکرد و طرف ديگر سرشکسته ميشد مردم در باره آنها حرف ميزدند اين رسم ادامه داشت تا عروسي نصرت اله پسر استاد اميرخان شده بود (حدود 1312 شمسی). در آن جلسه محمد صالح و کربلائي ايوب برای خريد داماد روبروی هم قرار گرفته بودند محمد گفت من داماد را به صد تومان خريدم کربلائي ايوب گفت من به صد و پنجاه تومان خريدم همين طور پنجاه تومان پنجاه تومان بالا بردند تا کربلائي ايوب گفت دويست و پنجاه تومان محمد گفت سيصد تومان کربلائي ايوب در آنجا پول نداشت به زمين بگذارد به مشهدی حسين آقا که خواهرزاده اش بود گفت برو به زن دائيت بگو آن کيسه قرمز را بده تو آنرا بياور محمد گفت اينجا هرچه داريم شرط است قرار نيست شما برويد از منزل پول بياوريد من هم ممکن است بروم از اين و آن قرض کنم پول بياورم کربلائي ايوب که مرد گردن شقي بود گفت فلان فلان شده يعني تو ميگوئي من ندار هستم ميخواهم بروم از ديگری قرض کنم اين کار تو است من به اندازه قد تو اسکناس ميريزم. ضمنا حاضر نبود بهيچوجه باخت را قبول کند چون کسر شآنش ميدانست بالاخره بين آن دو بگو مگو بالا ميگيرد و نزديک بود به زد و خورد بيانجامد چون خواهرزاده های کربلائي ايوب بطرفداری دائي خود سينه ها را سپر کرده بودند تا اينکه مردم جمع شده وسط را گرفتند که دعوا نشود و تمام ساقدوش های داماد برای اينکه غائله ختم شود گفتند ما اصلا داماد را نمي فروشيم و جريان عروسي به تلخي انجاميد اين خبر به مرحوم مشهدی خليل اله رسيد او که پيرمرد مقبولي بود پيرمردها را جمع کرد گفت اين چه افتضاح بازی است بيائيد لعنت نامه کنيم ديگر داماد خريد و فروش نشود کاغذ آوردند و نوشتند به لعنت خدا و رسول گرفتار شود کسيکه از اين تاريخ به بعد در ده کرود داماد را خريد و فروش کند و همه امضاء کردند و از آن تاريخ اين رسم ترک شد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید