زیباشناختی درکلمات وضرب المثل های کرودی

زیباشناختی  درکلمات و ضرب المثل های کرودی

در زبان تاتی ضرب المثل ها و کلمات بسیار به جا و منطقی شکل گرفته اند و ضمنا از نوعی کنایه در رسانیدن مقصود بهره میبرند که در زیر به چند نمونه اشاره میکنم:

(چو چِک = Chou chek = گنجشک ) که مرکب از دو واژه چو به معنی چوب و چِک به معنی نوک  میباشد و در مجموع چوچک به معنای موجودی که همیشه نوک چوب مینشیند میباشد.

(لاکاکَری = lakkakary  = ته تغاری)  که از دو واژه لاک به معنی ظرف خمیر برای نان و دکرستن = Dakkaresten یه معنی تراشیدن تشکیل شده است . در قدیم وقتی که نان پختن تمام میشد خمیرهای باقیمانده در لاک چوبی را با قاشق کنده و جمع میکردند و با آن آخرین نان را میبستند و لاکاکری به معنی آخرین بچه نیز کنایه از همین معنی میباشد.

(گلی بیخی دِدی وِدی = Geli bikhi dedi vedi  = طمعکار ، کسی که از آب هم  کَره میگیرد) که از دو واژه گلی بیخ به معنای زیر گل و ددی ودی به معنای کنکاش تشکیل شده و در کل یعنی مرده اش هم در زیر گل در جستجوی مال است.

(کوتِکی وَرف = Koteki varf  = آدم سفید رو) که از دو واژه کوه تک به معنای نوک کوه و  ورف به معنای برف تشکیل شده و تشبیه سفیدی فرد به برف نوک قله میباشد.

(کَکی کینه داغ دمیندیَه =Kaki kine dagh damindiah = از زرنگی کپل کک را داغ میگذارد )، در قدیم برای علامت گذاری و داغ گذاشتن در روی کپل حیواناتی مثل گاو و اسب باید آدم های چابک و زرنگ دست به کار میشدند و این مثل اشاره به زرنگی بیش از حد فرد دارد.

( سیل اِنگَنان = Sil enganan = جاخوش کردن و مفت خوری کردن) که از دو واژه سیل به معنی کثیفی و چرک و انگنان به معنی گذاشتن تشکیل شده و کنایه از کسی است که چنان در خانه طرف جاخوش کرده که چرک هایش دورش ریخته است( کنایه از زمان طولانی و مدید).

(ریق هاکتی = Righ hakati  = واله و شیدا شده ) که از دو واژه ریق به معنی مدفوع آبکی و هاکتی به معنای دچار شدن تشکیل شده و معنی کلی آن مثل شمع اب شد و یا وا رفت میباشد.

( تَل وانا = Tal vana = جِر زد ) تل به معنای تلخی و وانا به معنای انداختن است و تل وانا یعنی تلخی در بازی پدید آورد.

( روده میکشه= Roudeh mikeshah = زیاد جرو بحث میکند ) در قدیم وقتی گوسفند میکشتند و شکمش را باز میکردند ، سر روده را از داخل شکمش در می اوردند و شروع میکردند به کشیدن آن و آنرا مانند کلاف جمع میکردند و این ادامه دار بودن روده ، انسان را خسته میکرد و مَثَل بالا به معنی این است که فرد مورد نظر  یک موضوع کوچک را آنقدر کش میدهد تا یک معضل درست میکند.

( درده میدی = Dardeh midi  = فخر میفروشد) یعنی طوری رفتار میکند که دل آدم را به درد میآورد.

(چاچشی کین گرد بیتی = Chacheshi kin gard beyti  = کناره های سقف خانه اش گرد گرفته) کنایه از بهبود وضع مالی است یعنی آنقدر وضعش خوب شده که در خور خود نمیداند خانه اش را گرد گیری کند.

(تِکِش تا دَکُردی = Tekesh ta dakordi  = پوزه اش را با نخ بسته ) کنایه از کسی دارد که فرد دیگری را همه جا با خودش میبرد و انگار به او دهنه زده است و بند آنرا میکشد.( رشته ای در گردنم افکنده دوست – میبرد هر جا که خاطر خواه اوست)

( بِزاس بَگوت = Bezass bagoot  = اقرار کرد و حرف دلش را گفت ) بزاس یعنی زائید و بگوت یعنی گفت و در کل یعنی زائید و گفت.

( اوئی دلی نی نی = Oei deli nini  = آدم تیتیش مامانی ) اوئی دل یعنی داخل آب و نینی هم یعنی نوزاد و این مثل کنایه از این است که این آدم مانند بچه نوزادی که تازه از کیسه آب رحم خارج شده لطیف و تر و تازه است.

( اشکسه او شو =  Eshkesseh ow shou = ظرفی است که ترک داشته و آب درون آن بیرون میریزد) اشکس به معنای شکسته و اوشو به معنای و اشکس اوشو به معنای نشت کننده است. و این مثل  یعنی آدم مریض حال و در حال تحلیل رفتن که مثل ظرف شکسته دائما قوایش هدر میرود.

( عاقلِ وچه کِش بَزیه = Aghele vacheh kesh baziah  = بچه عاقل در جایش ادرار کرده است) کنایه از کار خبتی است که از آدم موقر و محترمی سر زده است.

( عاذا باخورد = Azza bakhord  = فحشی برای گاو و گوسفند ) یعنی آنقدر این گاو یا گوسفند اذیت دارد که امیدوارم گوشتش را در مراسم عزا بخورم.

( هفت قرائته = Haft gheraateh = از خیلی وقت پیش ) عینی هفت بار این موضوع تکرار شده است.

( قبله بند= Ghebleh band = جلوی قبله را گرفته) کنایه از کسی یا چیزی است که جلوی دید آدم را گرفته است.

( اَنِ زا = Ane za  = بچه شوهر که از زن دیگری باشد ) فکر میکنم این دیگر نیاز به توضیح نداشته باشد.

( سجاف بیابان = Sejafe biaban  = درز بیابان ) کنایه از کسی است که همیشه از خانمان دور است و در سفر است.

( زال ویورد = Zal vayord =  بشدت تشنه شد ) زال یعنی نمک سود کردن و ویورد یعنی شد یعنی انگار بر اثر نمک سود شدن تشنه اش شده.

(راس روده = Rasse roudeh = دارای روده یکسره) کنایه از کسی است که چیزی در معده اش بند نمیشود.

در مورد نظر آقای کبریایی لازم به ذکر است که قبلا این ضرب المثل در قسمت ضربالمثل های کرودی اورده شده است 



نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید